{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳

پارت ۳
ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه شب_نویسنده "کارن":
حدود ۵ ساعت از اومدن جیمین به اون کلاب میگذشت ک الان دیگه کاملا مست مست بود و حتی نفهمید که تمام دوستاش از جمله جونگکوک یکیو پیدا کرده بودن و رفته بودن و فقط اون مونده بود که ولو شده بود رو میز با لپای‌ گل انداخته.همینطور داشت با لیوان نیمه پر تو دستش بازی میکرد که در‌ اتاق باز شد و مردی که قیافش رو بخاطر مصرف الکل زیاد تار میدید اومد سمتش.اون با مستی تمام و با لب و لوچه ی اویزون شروع کرد به حرف زدن:
جیمین.تو دیگه کی ای؟با من چیکار داری؟
یونگی چیزی نگفت و فقط اومد و جیمین رو براید بغل کرد و خیلی ریلکس از اتاق بردش بیرون و در هین خارج شدن گفت:
یونگی:وقتی نمیتونی حتی از خودت مراقبت کنی چرا انقدر‌ مینوشی؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳ساعت ۱ و ۱۵ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تو راه جونگکوک محک...

پارت ۲ساعت ۸ و ۴۶ دقیقه شب_نویسنده "کارن":تهیونگ برگشته بود ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟤*چند ماه بعد*توی این چند ماهی که گذ...

پارت ۵ساعت ۱۱ و ۳۴ دقیقه_نویسنده "کارن":حدود ۲ ساعتی گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط