وقتی با فلیکس با اجبار ازدواج کردی اسمات باشه و اینکه اول

وقتی با فلیکس با اجبار ازدواج کردی اسمات باشه و اینکه اولا از هم خوششون نیاد
#چندپارتی
#درخواستی
Part 5
فلیکس:
این دختر زیادی کیوته من نمیتونمش
_انقد خوشگل و کیوت نباش اینجری نمیتونم خودمو کنترل کنم
منظورت...منظورت چیه...
_همینی که شنیدی
بعد از شام رفتیم خونه و
_ات یلحظه صبر کن
بله؟
_من..یچیزی اماده کردم
جعبه رو از جیبم در آوردم و جلوش زانو زدم
_میدونم که ازدواج کردیم اما هیچوقت خودم به طور رسمی ازت درخواست نکردم پس...ات..میتونی ازین به بعد عاشقم باشی؟
اوه..لی فلیکس..تو...حتما...من میخوام تا اخر عمرم پیشت باشم
بلند شدم حلقه رو دستش کردم و بغلش کردم
_ممنونم که قبول کردی واقعا ممنونم
خودمو یکم جدا کردم تو صورتش زل زدم
اون چشمای مشکی و بزرگ...اون لپای کیوتش..کل اعضای صورتش منو جذب خودشون میکنن
شروع کردم به بوسیدنش داغ و خیس میبوسیدم جوری تند میرفتم ته خودمم نفسم گرفته بود ازش جدا شدم براید استایل بغلش کردم و رفتم سمت اتاقم انداختمش رو تخت و روش خیمه زدم
_خب...اجازه دارم جلوتر برم؟
اوهوم...(خجالت)
_کیوت
شروع کروم به بوسیدنش و همیجوری لباس هاش رو هم در میاوردم کل بدنشو از گردن تا رون های پاش رو میبوسیدم کیس مارک میذاشتم
_ات من عاشق اینم که این کارو با تو انجام بدم
اوم منم همینطور
.
.
.
خوشحالم که پدرامون مارو مجبور کردن ازدواج کنیم..
.
.
.
.
.
.
.
.
بچه ها ناموسا حمایت کنید دهنم صاف میشه اینارو بنویسم لایک و کامنت که سخت نیسسسسس
اگه اینجوری حمایت کنید مجبور میشم شرطی بزارم پارتارو
دیدگاه ها (۱۸)

موضوع: وقتی مافیا بود و عاشقت شد و بعد. ترو دزدید و چون سمج ...

#چندپارتی#درخواستیPart 2ات ویو^ *فلش بک تو کافه*زندگی تو این...

وقتی با فلیکس با اجبار ازدواج کردی اسمات باشه و اینکه اولا ا...

موضوع:وقتی با فلیکس با اجبار ازدواج کردی اسمات باشه و اینکه ...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۸۴قلبم خيلي هول شروع به کوبید...

ظهور ازدواج )( پارت ۳۸۲ فصل ۳ )نفسش رو شدید بیرون داد و زل ز...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.4ادامهچندپارتی☆درخواستی>>>p.4اروم گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط