p5

p5
جونگکوک تک خنده ی عصبی ای کرد:« گنده گنده حرف میزنی، کیم! به من ربطی نداره که تو حرفه‌ت به اندازه ی کافی خوب نبودی که زیر سه ماه انقدر موفق بشی.. یکمم برام خنده داره، اینکه موفقیت منو تو فیت دادن با خودت میبینی!!! منم مثل تو نمی‌دونستم اینجا قراره چی بشه و علاقه ای به همکاری باهات ندارم!
تهیونگ خونسردیش رو حفظ کرد و قدمی جلو رفت و بدنش رو به سمت آلفا که روی مبل لم داده بود خم کرد:«اگه انقدر موفقی، چرا اینجایی و داری به دستورِ این پیرمرد گوش میدی؟»
جونگکوک‌ با حرکتی اسکیت بردش رو دستش گرفت و نیشخندی زد:« سوال خوبیه، کیم. درست به همون دلیلی که خودت اینجایی و داری با دنسر سطح پایینی که به واسطه ی اپلیکیشنه مسخره ی تیک تاک بالا اومده بحث می‌کنی! »
اولین باری بود که کسی تونسته بود جواب جملات دندون شکن تهیونگ رو بده. تهیونگ جذب این اعتماد به نفس شد.
جونگکوک با خونسردی از جاش بلند شد و اسکیت بردش رو زیر بغل زد:« من میرم؛ هرموقع تصمیم گرفتید که واقعا میخواید کار کنید، به من خبر بدید. »
این رو گفت و خواست بره که آقای پارک برگه ای رو محکم روی میز کوبید و زمین زیر پای تهیونگ لرزید.
اخمی وسط پیشونی آقای پارک، یا به عبارت دیگه منیجر جا خشک کرده بود:« فکر کردید خاله بازیه؟ باهاتون خوب رفتار میکنم هوا برتون نداره! میخواستم به سازتون برقصم و کاری کنم خودتون متقاعد شید تا لازم نباشه همچین چیزی رو ذکر کنم. اما این همکاری اجباریه و از قبل توسط کمپانی هماهنگ شده! »
آقای پارک به صندلی‌اش تکیه داد، عینکش را روی بینی جابه‌جا کرد و با صدایی که حالا سردتر و خشک‌تر از همیشه بود، ادامه داد: «قراردادِ هر دوی شما جریمه‌های سنگینی برای فسخ داره. اگر فکر کردید می‌تونید با لجبازی از زیرش در برید، سخت در اشتباهید. شما قراره یک ترکِ مشترک بدید، یک موزیک‌ویدیوی مشترک بگیرید و در تورِ پیش‌رو هم دنس‌مشارکتی داشته باشید. اگر هم اعتراضی دارید…»
او مکثی کرد، نگاهی به چهره‌ی درهم‌رفته‌ی تهیونگ و چشمانِ عصبیِ جونگ‌کوک انداخت و پوزخند زد: «می‌تونید همین الان برید و با وکلاتون صحبت کنید تا ببینید بعد از پرداخت غرامت، چیزی از حرفه‌تون باقی می‌مونه یا نه.»
جونگکوک‌ به تهیونگ خیره شد. این بار نه با خشم، نه با پیشونی چروک افتاده، با نگاهی سرشار از ناباوری..
هردوشون فهمیده بودن که مهره های شطرنجن، نه بازیکن و تصمیم گیرنده های اصلی.. هردوشون توی یک قفس گیر کرده بودن..
جونگکوک سعی کرد خونسردیش رو حفظ کنه : گفت: «من تحت حمایت هیچ کمپانی‌ای نیستم، پارک. من فقط یه استودیو رو برای چند ساعت تمرین اجاره کردم. پس… دقیقاً داری از کدوم قرارداد حرف می‌زنی؟»
۵۰لایک ۱۵بازنشر ۱۰۰کامنت
دیدگاه ها (۲۵)

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓𝒕: ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑹Chapter² P⁴دو هفته...دو هفته‌ای که برای سولین و جون...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟗ساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اِریا کنار پ...

ʙᴇᴀᴜᴛɪꜰᴜʟ ᴍɪꜱᴛᴀᴋᴇᴛʜᴇ ᴀᴜᴛʜᴏʀ | ɪᴀɴᴘᴀʀᴛ:⁰³تهیونگ سعی می‌کرد شن...

🖤 فیک: اون فقط یه دانشجوی ساده‌ست...پارت سوم: مهمان ناخوانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط