{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی
این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها
از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی
از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی
ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی
یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟
یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟
هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم
بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی
از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار
بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی
دیدگاه ها (۱)

چگونه بال زنم تا به ناکجا که توییبلندمی پرم اما ، نه آن هوا ...

مایل شده ماهم به جفا کار تر از خویشدل داده به دلدار دل ...

کانال مرد بارانی در تلگرامکانالی از جنس باران و حرفهای باران...

تاب و طاقت آن مستی و خمارم نیستدگر قمار محبت نمی برد دل منکه...

من اَرگ بَم و خِشت به خِشتَم مُتلاشی.. تو نقش جهان؛ هر وَجَب...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

من « ارگ بم » و خشت به خشتم متلاشیتو « نقش جهان »، هر وجبت ت...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و...

من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و ک...

تو نقش جهان...

من ارگ #بــم و خشت به خشتم متلاشیتو نقش جهان ، هر وجبت ترمه ...

من « #ارگ_بم » و #خشت به خشتم متلاشیتو « #نقش_جهان »، هر وجب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط