{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ ایفون نمیرسه هی داره خود

دیروز دیدم یه پسر بچه قدش به زنگ ایفون نمیرسه هی داره خودشو میکشونه بالا ،
منم مثل یه رابین هود رفتم ، گفتم :میخوای برات زنگ بزنم ، اونم سرشو تکون داد و گفت اوهوم.....
منم برای اینکه سریعتر در رو براش باز کنن دو سه بار زنگ زدم ،
بعدش با لبخند بهش گفتم : خوب دیگه چیکار کنم برات کوچولو ؟؟
گفت هیچی دیگه فرار کن تا صاحبخونه نیومده ...!!!!تو از اون ور برو من از این ور .....!!!
بچه نیستن بخدا گرازن ... :)))
با این هیکلم یه ربع مثله اسب یورتمه میرفتم
دیدگاه ها (۷)

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

part 2 _هوممم.. چی میگی.. این وقت شب موقع زنگ زدنه(عصبی و بی...

My friend ♡:)part.23همه ی اعضا رفتم منم دنبالشون تو لابی شرک...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p3بعد از اون حرف ...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

فیک

معرفی جدید از فیک به نام ( دیدار ابدی/جونگ کوک ) بچه ها این...

سناریو باکودکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط