THE NAME :
THE NAME :
«خانه!»
🫂🏠 ...
مرا در آغوش کشید .
اما مگر نمیدانست که آغوشش کافی است برای برگرداندنم به خانه؟
_بیا برگردیم خونه!
خودم را از آغوشش جدا میکنم.
رد اشک هایش روی صورتش، قلبم را به درد می اورد .
دستانم دور گردنش حلقه میزنند؛ طوری که انگار قصد جدا شدن ندارند . و دوباره اینبار من او را در آغوش میکشم.
میخواهم او را به خانه برگردانم.
همانطور که او این کار را می کند.
لبانم زیر گوش هایش مینوازند و میتوانم ضربان قلبش را احساس کنم.
_من همین الان هم توی خونم!
از هم فاصله میگیریم و او مرا در چشمان سیاهش غرق میکند.
نوازش دستانش روی موهای بهم ریخته ام آرامش را به من القا میکند.
دستان سردم را با دستانش در آغوش میکشد و آنها را حبس میکند و نگاهش را به آنها میدهد.
یکی از دستانم را از حبس آزاد میکنم و سرش را بلند میکنم.
_چان، خیلی دوست دارم!
صدای خنده اش گوشم را نوازش میکند.
همانطور که در عمق چشمانش غم را میبینم زمزمه میکند:
_ا.ت لطفا دیگه ترکم نکن.
با احتیاط قدمی جلو میروم و بوسه ای به او هدیه می دهم.
_هرگز، هرگز دوباره از خونم دور نمیشم.
🫂🏠 ...
@W.H.S.SCENARIO.2026
«خانه!»
🫂🏠 ...
مرا در آغوش کشید .
اما مگر نمیدانست که آغوشش کافی است برای برگرداندنم به خانه؟
_بیا برگردیم خونه!
خودم را از آغوشش جدا میکنم.
رد اشک هایش روی صورتش، قلبم را به درد می اورد .
دستانم دور گردنش حلقه میزنند؛ طوری که انگار قصد جدا شدن ندارند . و دوباره اینبار من او را در آغوش میکشم.
میخواهم او را به خانه برگردانم.
همانطور که او این کار را می کند.
لبانم زیر گوش هایش مینوازند و میتوانم ضربان قلبش را احساس کنم.
_من همین الان هم توی خونم!
از هم فاصله میگیریم و او مرا در چشمان سیاهش غرق میکند.
نوازش دستانش روی موهای بهم ریخته ام آرامش را به من القا میکند.
دستان سردم را با دستانش در آغوش میکشد و آنها را حبس میکند و نگاهش را به آنها میدهد.
یکی از دستانم را از حبس آزاد میکنم و سرش را بلند میکنم.
_چان، خیلی دوست دارم!
صدای خنده اش گوشم را نوازش میکند.
همانطور که در عمق چشمانش غم را میبینم زمزمه میکند:
_ا.ت لطفا دیگه ترکم نکن.
با احتیاط قدمی جلو میروم و بوسه ای به او هدیه می دهم.
_هرگز، هرگز دوباره از خونم دور نمیشم.
🫂🏠 ...
@W.H.S.SCENARIO.2026
- ۹۰
- ۱۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط