{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن
که زِ غم، راهِ گذر نیست مرا...


امیرخسرو دهلوی
دیدگاه ها (۱)

شعرهایم را بارها خوانده ام.سالهاست به زبان کلماتبا تو زندگی ...

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای توحیف که مانده پیش من، خا...

به راستی من از زندگی چه می خواهم؟ نمی دانم. این روزها سردرگم...

‏آدم از یه سوراخ باید شونصد بار گزیده شه....آخه آدم امید دار...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط