{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چای دم کن با محبت میهمانت میشوم

چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
من همان قند دو پهلوی لبانت میشوم

در دل تنگم عجب جا کرده ای جانان من
گر بخواهی در دل تنگ تو جانت میشوم

یک اشاره از تو بنیادِ دلم را میکٓند
گر تو خواهی بهتر از جان جهانت میشوم

ناز کم کن من که گفتم میخرم ناز تو را
آنقدر میخواهمت آهو ، شبانت میشوم

شب شدی تو ماه تابم ، روز خورشید منی
مهربانی دیدم از تو ، مهربانت میشوم

چشمهء عشقی که میجوشی درون سینه ام
حکم دریاییّ و من آب روانت میشوم

گفته بودی دوست داری یک نفر مهمان کنی
چای دم کن با محبت میهمانت میشوم
دیدگاه ها (۲)

هیچ ڪس جُز عشقِ تو رامَم نکرد…خوابِ پائیزے هَ...

خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم دا...

نداری خال لب اما به چشم من که زیباییفدای ناز لبخندت تو در من...

‎‌‌‌‌تورادوست دارم....*دوست دارم بر شبم مهمان شوی**بر کویر ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط