{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امتحان زندگی

《 امتحان زندگی 》
p³¹
《 سه هفته بعد 》

با صدای زنگ گوشی‌ اش بیدار شد و کلافه بالشتش رو سرش گذاشت
که زنگ گوشیش قطع شد
بین خواب و بیداری بود که دوباره گوشیش زنگ خورد
با کلافگی گوشیش رو برداشت و با صدای خواب‌آلود جواب داد
ا،ت : چته هی زنگ میزنی اول صبحی
دوهی که پشت خط بود با لحن معترضی گفت
دوهی : به ساعت نگاه کردی مگه نمیدونی که امروز نتیجه امتحانا میاد
ا،ت : خوب که چی من خیلی خوابم میاد
دوهی نفس عمیقی از روی کلافگی کشید
دوهی : بازم دیر تا دیر وقت توی رستوران بودی حتما بازم اضافه کاری وایستادی
ا،ت : اره
دوهی : چرا آنقدر کار میکنی از وقتی که توی اون رستوران مشغول به کار شدی حتا یه روزم استراحت نکردی میدونم خسته ای ولی باید بیایی
ا،ت که هنوز متوجه حرفای دوهی‌ نشده بود همینطور که سرش زیر بالشت بود گفت
ا،ت : چرا مگه چی شده
دوهی‌ : نگو که هنوز متوجه نشدی امروز نتیجه امتحانا میاد
با عجله روی تخت نشست و دستش توی موهاش برد و با صدای بلند گفت
ا،ت : اصلا یادم نبود همین الان ميام
دوهی : آروم تر پرده گوشم پاره شد زود بیا منتظرتم
گوشیش رو قطع کرد و با عجله از روی تخت بلند شد و بعد از گرفتن دوش
سریع لباس هاش‌ رو پوشید و موهاش رو شونه کرد
و با کش مو دم اسپی بست و کفش هاش رو پوشید و از خونه خارج شد

[ اسلاید ها استایل و مدل موی ا،ت ]

وارد دانشگاه شد و به سمته سالن دانشگاه رفت سمته سالن دانشگاه رفت که دوهی با عجله به سمتش اومد
دوهی : کجایی دختر چشمم به در خشک شد
ا،ت : اومدم دیگه خوب نتیجه امتحانا چی شد
دوهی لب پر رنگی زد
دوهی : تبریک میگم تلاش هات نتیجه داد نمره هات خیلی خوب بوده
تا حدی که حتا استا سونگ تعجب کرده
ا،ت با خوشحالی شونه های دوهی رو گرفت
ا،ت : میدونستم که تلاش هام نتیجه میده
دوهی : بیا بریم سره کلاس
وارد کلاس شدن و روی صندلی اش نشست که استاد وارد کلاس شد
کانگ : به همه تبریک میگم چون نمره ها خوبی گرفتین ولی بیشتر از نمره های یه نفر منو متعجب کرد که نفر اول توی دانشگاه شده
دوهی‌ : استاد میشه بدونیم این فرد خوش سانش کیه ؟
کانگ : البته حتا شما اون فرد رو خوب میشناسین چون از کلاس ماست
....واقعا استاد میشه بگی اون‌ کیه ؟
هایون : خوب معلومه حالا که از کلاس ماست سو آه مگه نه استاد
دوهی : این ممکن نیست چون همه میدونی سو آه اصلا نمره هاش خوب نیست......
دیدگاه ها (۲)

《 امتحان‌ زندگی 》p³²دوهی : این ممکن نیست چون همه میدونی سو آ...

《 امتحان زندگی 》p³³سوار ماشین شد و تهیونگ بدون هیچ حرفی دیگه...

《 امتحان زندگی 》p³⁰ا،ت : تا حدودی میتونم هتس بزنم که یوچان چ...

《 امتحان زندگی 》p²⁹تهیونگ به صندلی اش تکیه داد و انگشتاش توی...

تک پارتی از میتسویا

ایزانا = خوناشام از ریندو هم میخوام بنویسم ویو ا/ت امروز بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط