{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2
✯part:²⁰
هیونا سور ماشین خودش شد و راه افتاد طی راه جونگکوک بهش زنگ زد
هیونا: بله؟
جونگکوک: خب چی شد؟
هیونا: آدم اشتباهی رو گیر انداختن با یه نگاه تونستم بفهمم این اون نیست
جونگکوک: مطمئنی؟
هیونا: آره و این یعنی اون مردک هنوز اون بیرون داره واسه خودش میچرخه
جونگکوک: آروم باش پلیس پیداش می‌کنه
هیونا: آره امیدوارم
جونگکوک: میای اینجا؟
هیونا: نه کلی کار ریخته سرم به اندازه کافی استراحت کردم میرم دفتر
جونگکوک: پس شب میبینمت
هیونا: دوستت دارم خدافظیییی
یک هفته گذشت و جونگکوک و هیونا مشغول بودن از طرفی هنوز مجرم گرفته نشده بود هیونا یا توی کلانتری بود یا دفترکارششب دیر کرده بود و کارش طول کشید که جونگکوک بهش زنگ زد
هیونا: جانم؟
جونگکوک: هیونا کجایی؟
هیونا: دارم میام ببخشید دیر کردم (خسته)
جونگکوک: عیبی نداره مراقب خودت باش زود بیا
هیونا: باشه(خسته)
هیونا گوشی رو قطع کرد بعد از حدود ۵ مین رسید خونه از ماشین پیاده شد که مردی جلوش وایساد خسته نگاهش کرد که با دیدنش خیلی شوکه شد اون پدرناتنیش سونگ ایون بود یه قدم عقب برداشت و با تعجب بهش نگاه کرد
ایون: دختر عزیزم
هیونا: تو ... اینجا چه کار میکنی؟
ایون: اومدم به دختر کوچولوم سر بزنم
هیونا: جفتمون می‌دونیم که داری دروغ میگی چی میخوای؟
ایون: پول اون پولی که مامانت گرفت و تمام پول هوایی که برات خرج کردم
هیونا: تو هیچ وقت هیچ کاری برای من نکردی
ایون: با بهم پول درست درمون میدی با کاری کنم که اون پول ها خرج دکترت بشه
هیونا: اصلا منو از کجا پیدا کردی
ایوان: مگه میشه دخترم رو پیدا نکنم
هیونا: نگو دخترم من دختر تو نیستم (بلند)
ایون نزدیک تر میشد و هیونا همین طور به عقب قدم بر می‌داشت تا اینکه پشتش خورد به ماشین ایون دستش رو روی زخم هیونا گذاشت
ایون: یادت باشه بد تر از این زخم هم میتونم روی بدنت به جا بزارم
هیونا خواست هولش بده که ایوان محکم زخم هیونا رو فشار داد درد کل بدن هیونا رو فرا گرفته بود و اشک توی چشم هاش جمع شد
هیونا: ولم... کن (لرزون)
ایوان زخم هیونا رو محکم تر فشار داد
ایوان: منتظر میمونم پول رو برام بریزی
هیونا رو ول کرد که هیونا افتاد روی زمین ایوان سریع رفت و ناپدید شد هیونا خیلی درد داشت می‌تونست خونریزی رو حس کنه همون لحظه جونگکوک زنگ شد هیونا جواب داد
⁦ᕙ⁠[⁠・⁠۝・⁠]⁠ᕗ⁩
احساس میکنم داستان داره کش میاد به هر حال شبتون بخیر خواب های خوب ببینید😁❤️✨
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۱۶)

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²¹همون لحظه جونگکوک زنگ شد هیونا ج...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²²هیونا رفت سمت پنجره و بیرون رو ن...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:¹⁹جونگکوک: منم خیلی وقته این بغل گ...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:¹⁸هیونا دستش رو روی صورت جونگکوک گ...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²⁶جونگکوک: بیشتر راجبع گذشته ات بگ...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²⁷ایوان دستش رو روی گردن هیونا گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط