{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکرار در تکرار سرگیجه درآوارم 

تکرار در تکرار سرگیجه درآوارم 
درهم شکسته مثل یک آیینه تکرارم

در هم شکسته کشتی جا مانده در دریا 
باید من از چشم انتظاری دست بردارم 

در اوج حالی خوش دلِ تنگم پریشان است 
یک دل نه صددل عاشقم اما گرفتارم

ذوق تماشای تورا دارم ولی افسوس,
 باید تورا با دست خود بر باد بسپارم 

پوکیده ام مثل درختی خشک و میدانم 
تابوت می سازند با این چوبه ی دارم

مرده و زنده , خشک و تر , باید بسوزانی 
گربیخ پیدا کرده از بخت بدم کارم

دیوار تا دیوار دیوارم فقط دیوار 
دیوارم و از شکل و روی خویش بیزارم 

باتو خیالی نیست و بی تو خیالی نیست 
باشد خیالی نیست اما دوستت دارم
دیدگاه ها (۳)

امشبشعری نخواهم نوشتشمع را....برای تولدت روشن میکنمو پرهایم ...

بیان کردم حدیث دوری وشرح شب هجرانپریشان کرد زلف و گفت: از زل...

گاهی نمی توان...زخم آنچنان بزن که به رستم شغاد زدزخمی که حیل...

پارت ۴۶

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

dark life = 27

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دهم: بازیِ جدیدِ پادشاهنورِ چر...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

ذوق تماشای تورا دارم ولی افسوسباید تورا با دست خود بر باد بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط