《 تقاص عشق 》
《 تقاص عشق 》
پارت ۲۷
ات غرق در نگاه کردن جیمین شده بود انقدر محبت کردن به دختر اش ات رو بیشتر شیفته خود اش میکرد
یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه
اما ات اگه هزار بار دیگه هم بدنیا بیاد
همیشه دوباره عاشق تو جیمین میشه
نمیدونه چرا اما میدونه که میشه همینجوری نگاه اش میکرد هواسش نبود یهو چنگال از دست اش افتاد رویه زمین سریع به خود اش آمد و گفت
ات : معذرت میخوام
جیمین : اشکالی نداره
ات خم شد تا چنگال اش را بردارد
جیمین : میگم یکی دیگه بیاره
ات : نه لازم نیست
ات که خم شده بود و داشت چنگال رو بر میداشت اما جیمین هم خم شد و دست ات رو گرفت
جیمین : نیازی نیست میگم یکی دیگه بیاره
ات خیره به چشم های جیمین بود وقتی جیمین دست اش را گرفت احساس تو دل اش پیچید عاشقانه ها همه ی رابه زانو زده اون عشق چه کسی ایستاده عاشق اسمش شده
وقتی و صدایش می کند حسی در قلبش میپیچد
هر دو دوباره رویه صندلی هاشون نشستن
جیمین گارسون را صدا زد
جیمین : میشه یه چنگال دیگه ای بیارید
گارسون : چشم
دینا : بابای بعد از اینجا بلیم شهل بازی
جیمین بوسه ای را رویه موهای دینا گذاشت
جیمین : تو جون بخواه
دینا : یهوووو میلیم شهل بازی
بعد از خوردن ناهار از صندلی هاشون بلند شدن جیمین
پول ها رو حساب کرد و از رستوران خارج شدن
سوار ماشین شدن و حرکت کردن سمته شهر بازی
بعد ار چند دقیقه رسیدن شهر بازی همین از ماشین پیاده شدن دینا با بدو رفت سمته شهر بازی
جیمین روبه ات کرد و گفت
جیمین : ماهم رویه اون نیمکت بشینیم
ات : باشه حتما
هر دو به سمته نیمکت رفتن و رو اش نشستن ات بعداز کمی سکوت گفت
ات : آقای پارک
جیمین : می تونید جیمین صدام کنید حالا که بخاطر دینا همدیگه رو خیلی میبینم نباید همدیگه رو آقا و خانم صدا کنیم
ات : باشه من مشکلی ندارم آقای .... یعنی جیمین توهم میتونی ات صدام کنی
جیمین : حتما
ات : تو بابای خوبی برای دینا هستی و تو این هیچ شکی نشست ولی اون شب چطور تونستی دینا رو اونجا فراموش کنی
جیمین : واقعا بخاطر فشار کاری زیاد هواس نمونده برام
ات : دیگه لطفا همچین کاری نکن
جیمین : دینا خیلی برام مهمه مگه میشه همچین کاری بکنم
پسره کوچیکی که گل های رز قرمز قشنگی تو دست اش بود به سمته آنها آمد و روبه جیمین کرد
.... : آقا نمی خواهید واسه عشقتون گل بخرید
ات سریع گفت
ات : من عشقش
تا میخواست چیزی بگه که جیمین به اون پسره گفت .........
پارت ۲۷
ات غرق در نگاه کردن جیمین شده بود انقدر محبت کردن به دختر اش ات رو بیشتر شیفته خود اش میکرد
یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه
اما ات اگه هزار بار دیگه هم بدنیا بیاد
همیشه دوباره عاشق تو جیمین میشه
نمیدونه چرا اما میدونه که میشه همینجوری نگاه اش میکرد هواسش نبود یهو چنگال از دست اش افتاد رویه زمین سریع به خود اش آمد و گفت
ات : معذرت میخوام
جیمین : اشکالی نداره
ات خم شد تا چنگال اش را بردارد
جیمین : میگم یکی دیگه بیاره
ات : نه لازم نیست
ات که خم شده بود و داشت چنگال رو بر میداشت اما جیمین هم خم شد و دست ات رو گرفت
جیمین : نیازی نیست میگم یکی دیگه بیاره
ات خیره به چشم های جیمین بود وقتی جیمین دست اش را گرفت احساس تو دل اش پیچید عاشقانه ها همه ی رابه زانو زده اون عشق چه کسی ایستاده عاشق اسمش شده
وقتی و صدایش می کند حسی در قلبش میپیچد
هر دو دوباره رویه صندلی هاشون نشستن
جیمین گارسون را صدا زد
جیمین : میشه یه چنگال دیگه ای بیارید
گارسون : چشم
دینا : بابای بعد از اینجا بلیم شهل بازی
جیمین بوسه ای را رویه موهای دینا گذاشت
جیمین : تو جون بخواه
دینا : یهوووو میلیم شهل بازی
بعد از خوردن ناهار از صندلی هاشون بلند شدن جیمین
پول ها رو حساب کرد و از رستوران خارج شدن
سوار ماشین شدن و حرکت کردن سمته شهر بازی
بعد ار چند دقیقه رسیدن شهر بازی همین از ماشین پیاده شدن دینا با بدو رفت سمته شهر بازی
جیمین روبه ات کرد و گفت
جیمین : ماهم رویه اون نیمکت بشینیم
ات : باشه حتما
هر دو به سمته نیمکت رفتن و رو اش نشستن ات بعداز کمی سکوت گفت
ات : آقای پارک
جیمین : می تونید جیمین صدام کنید حالا که بخاطر دینا همدیگه رو خیلی میبینم نباید همدیگه رو آقا و خانم صدا کنیم
ات : باشه من مشکلی ندارم آقای .... یعنی جیمین توهم میتونی ات صدام کنی
جیمین : حتما
ات : تو بابای خوبی برای دینا هستی و تو این هیچ شکی نشست ولی اون شب چطور تونستی دینا رو اونجا فراموش کنی
جیمین : واقعا بخاطر فشار کاری زیاد هواس نمونده برام
ات : دیگه لطفا همچین کاری نکن
جیمین : دینا خیلی برام مهمه مگه میشه همچین کاری بکنم
پسره کوچیکی که گل های رز قرمز قشنگی تو دست اش بود به سمته آنها آمد و روبه جیمین کرد
.... : آقا نمی خواهید واسه عشقتون گل بخرید
ات سریع گفت
ات : من عشقش
تا میخواست چیزی بگه که جیمین به اون پسره گفت .........
- ۱۰.۹k
- ۲۵ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط