P
P/29
یور:یه لحظه!
همه مکث کردن و آروم برگشتن.
یور:راه طولانیه،تازه هم رسیدین چند روز بمونین بعد برین. در ضمن،خدمتکار غذا رو آماده کرده
همینجوری هم حالش بد بود کسی نمی خواست درد مادرش رو ببینه. برادرای خوبی بودن تا وقتی که ماری خانم وارد خانواده نشده بود!پس با تمام قدرت جلوی دهن همسراشون رو گرفتن و مسیر رفته رو برگشتن.
مینهو:بوش رو حس میکنم،این همون سوپ کوفته ایه که موقع مریضی به زور به داداش یونگ شی میدادی!
یونگ شی قهقهه زد.
یونگ شی:یادم نمیره. هیچ وقتم یادم نمیره. مزش واقعا تلخ بوددد. مامان جون معمولا بقیه ی خانواده های پولدار کره چیزای بهتری می خورن این چیه که تو دورهمی دستور دادی درست کنن!
یور:ساکت بچه. خیلی خوشمزست همیشه موقع مریضی خوردی پس نفهمیدی،اما اینبار فرق داره!
جو سنگین از بین رفت و دوباره گرم شد دوباره خنده ها شروع شد...
مینهو:ای مرد گنده!
یور:جیب پاره!
ماری:ناخن هام تازه درست شدن،من ظرف نمی شورم!
لارا:سفر به ترکیه!
یونگ شی:توپ بازی تو حیاط پشتی!
همه خوشحال بودن پس،قراره به زودی تقاصش رو پس بدن. خیلی زود قراره زندگی همشون از این رو به اون رو بشه!یک حادثه ی جدید دیگه. و مثل همیشه،غیرقابل پیش بینی...
تهیونگ:سولار؟
تکون دیگه ای داد.
تهیونگ:سولار؟
سردرد،سرگیجه،معده درد،حالت تهوع،بدن درد،تنفس دشوار. اصولا نشانه ی بیماری شناخته شده ای نیست.《پس چه مرگمهههههه》با دادی که زد تهیونگ دو متری به عقب پرواز کرد.
تهیونگ:باز وحشی شد!
سولار:شنیدممممم
تهیونگ:خانم خانم ها!همونطور که شنوایی خوبی داری لطفا بینایی خوبی هم داشته باش
سولار:ها؟؟
تهیونگ:منظورم اینه ساعت رو یه نگاه بنداز خانم شنوا!
ساعت ۱۰ و نیم شب. وقتی به اینجا اومدن ساعت ۸ بود. این یعنی،ناباور لب زد:۲ ساعت و نیم
تهیونگ:بلهههه دیگه خانم محترمممم. وقتی میگی ظرفیتم بالاست و تا خرخره میخوری همین میشه دیگهههههه
یور:یه لحظه!
همه مکث کردن و آروم برگشتن.
یور:راه طولانیه،تازه هم رسیدین چند روز بمونین بعد برین. در ضمن،خدمتکار غذا رو آماده کرده
همینجوری هم حالش بد بود کسی نمی خواست درد مادرش رو ببینه. برادرای خوبی بودن تا وقتی که ماری خانم وارد خانواده نشده بود!پس با تمام قدرت جلوی دهن همسراشون رو گرفتن و مسیر رفته رو برگشتن.
مینهو:بوش رو حس میکنم،این همون سوپ کوفته ایه که موقع مریضی به زور به داداش یونگ شی میدادی!
یونگ شی قهقهه زد.
یونگ شی:یادم نمیره. هیچ وقتم یادم نمیره. مزش واقعا تلخ بوددد. مامان جون معمولا بقیه ی خانواده های پولدار کره چیزای بهتری می خورن این چیه که تو دورهمی دستور دادی درست کنن!
یور:ساکت بچه. خیلی خوشمزست همیشه موقع مریضی خوردی پس نفهمیدی،اما اینبار فرق داره!
جو سنگین از بین رفت و دوباره گرم شد دوباره خنده ها شروع شد...
مینهو:ای مرد گنده!
یور:جیب پاره!
ماری:ناخن هام تازه درست شدن،من ظرف نمی شورم!
لارا:سفر به ترکیه!
یونگ شی:توپ بازی تو حیاط پشتی!
همه خوشحال بودن پس،قراره به زودی تقاصش رو پس بدن. خیلی زود قراره زندگی همشون از این رو به اون رو بشه!یک حادثه ی جدید دیگه. و مثل همیشه،غیرقابل پیش بینی...
تهیونگ:سولار؟
تکون دیگه ای داد.
تهیونگ:سولار؟
سردرد،سرگیجه،معده درد،حالت تهوع،بدن درد،تنفس دشوار. اصولا نشانه ی بیماری شناخته شده ای نیست.《پس چه مرگمهههههه》با دادی که زد تهیونگ دو متری به عقب پرواز کرد.
تهیونگ:باز وحشی شد!
سولار:شنیدممممم
تهیونگ:خانم خانم ها!همونطور که شنوایی خوبی داری لطفا بینایی خوبی هم داشته باش
سولار:ها؟؟
تهیونگ:منظورم اینه ساعت رو یه نگاه بنداز خانم شنوا!
ساعت ۱۰ و نیم شب. وقتی به اینجا اومدن ساعت ۸ بود. این یعنی،ناباور لب زد:۲ ساعت و نیم
تهیونگ:بلهههه دیگه خانم محترمممم. وقتی میگی ظرفیتم بالاست و تا خرخره میخوری همین میشه دیگهههههه
- ۶۷۴
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط