{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

spyfamily

spy×family
فصل ۳ پارت۳۸

فردا صبح میرن مدرسه.

آسامی و نوچه ها تو راهن .

هیروشی هم از پشت داره میاد..

و یک موشک به سر آسامی میزنه

آسامی: هی دهاتی آخرین باری که اینکارو کردی نتیجه اش رو دیدیم اگر نمی‌خوای زیر چشمت بادمجون بکارم برو پی کارت..

جانا و لیلی: ارباب واقعا تو دیس کردن بقیه پیشرفت کردید.

ایتسوکی هم داره میاد: آبجی از این پسره خوشم میاد این همونیه که دیشب گفتی ازش خوشت میاد نه؟؟؟
آسامی: نههعع نهنهعه نه نه نه نه نهههههعع
اصلااااااااااا این دهاتی؟؟؟؟؟ عمراااا نه نه نه نه نه نه نهههههههه(داره بالا پایین میپرن و گریه می‌کنه هه)

هیروشی لبخند زده: او.... خانم دزموند عاشق شده ولی گردن گیرش خرابه....

آسامی: دهنت رو ببنددددد

نوچه ها: ارههه دهنت رو ببند

آسامی میدوئه دنبال ایتسوکی تا بزنش...

زنگ تفریح میشه
آسامی: هی دهاتی

هیروشی:ها?

آسامی: برادرم داشت شوخی میکرد....

هیروشی: اره میدونم اینقدر بهش فکر نکن دیگه

آسامی: اوهوم باشه ...

هیروشی: تو دختر خوشگلی هستی همه دنبالتن عمرا عاشق پسری مثله من بشی .

آسامی: هی... اینطوری نگو توهم پسر جذابی هستی ولی من فقط از کسی خوشم نمیاد همین

هردوشون قرمز میشن

هیروشی داد میزنه: وایییی زنگ خوردددد من برمممممم..

آسامی: چش شد؟؟؟
دیدگاه ها (۴)

spy × family فصل۳پارت۳۹فردا تو مدرسههیروشی: هی کله صورتی..‌‌...

spy×family فصل۳ پارت ۴۰هیروشی از پله ها داره می‌ره بالا که ی...

تم عوض شد گم مون نکنید🥹🌞

spy×familyفصل ۳ پارت•۳۷•شب شده و همه میرن بخوابنآنیا خمیازه ...

spy×familyفصل•۳•پارت•۲۸•تو کلاس به سمت کله آسامی یه کاغذ پرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط