{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یـــــجـــــورے رفتــو درم بستــ...

یـــــجـــــورے رفتــو درم بستــ...
ڪہ هنـــوز..
صـداے در تــو ســـرم هستــــ..
اینـو فهمــــیدم..
همــون لحظه ڪہ هـر ڪی سنگـدل تـــره بــــرنــــدستــــ..
‌
دیدگاه ها (۷)

پارت ۴۴شب بعد از مراسم، کنار پنجره ایستاده بودم.جونگکوک پشت ...

بعضی وقتا دیر رسیدن، از نرسیدن دردناک‌تره.تو رفتی و من موندم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p37نینا قدمی به عقب برداشت.«ترجیح می‌دم ه...

لبخند قاتلپارت²³ویو سلینتمام بدنم می‌لرزید.نفس کشیدن برام سخ...

عاشقانه های شبنم

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟗𝟏یه مرد..یه شنل مشکی پو...

چندپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط