{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part23

part23

جیمین: بچه ها من دیگه باید برم
ا.ت: نمیتونی یکم دیگه بمونی؟
جیمین: نه باید برم
ا.ت: باشه، فردا تو مدرسه میبینمت
جیمین: میبینمت، خدافظ
هانا، تهیونگ، جیهوپ: خدافظ
جیهوپ: ا.ت ماهم بریم دیگه؟
ا.ت: بریم
رفتیم و رسیدیم به خونه
انقدر خسته بودم که به همون لباسا رفتم روی تختم دراز کشیدم و خوابیدم
ساعت ۳ شب بیدار شدم
رفتم لباسامو عوض کردم و از اونجایی که خیلی گشنم بود رفتم یکم دوکبوکی درست کنم و بخورم
رفت توی اشپزخونه و دوکبوکی درست کردم
وقتی خوردم ظرفمو گذاشتم توی ظرف شویی و برگشتم تو تختم حدود نیم ساعت هی قلت میخوردم تا بالاخره خوابم برد
خانم جانگ: ا.ت؟ ا.ت پاشو ساعت ۶ و نیمه
ا.ت: مامان فقط ۵ دقیقه دیگه
خانم جانگ: باشه ۵ دقیقه
۵ مین خوابیدم و بلند شدم
رفتم دستشویی و کارای لازمو انجام دادم و آماده شدم
خانم جانگ: ا.ت صبحانه نمیخوری؟
ا.ت: نه دیرم شده
خانم جانگ: باشه مواظب خودت باش
کفشامو پوشیدم و رسیدم
دیدم جیمین داره میره سمت کلاس
سریع دویدم پیشش
ا.ت: سلام
جیمین: سلام، خوب خوابیدی؟(لبخند)
ا.ت: آره عالی(کیوت) تو چی؟
جیمین: آره منم خوب خوابیدم
رفتیم سمت کلاس و نشستیم روی نیمکت هامون نشستیم که جیمین یه شیر موز گذاشت رو میزم و بهم لبخند زد که معلم اومد
ویو جیمین
معلم اومد داخل و نفرتو حس کردم، از ادبیات متنفرم بخاطر همین سرمو گذاشتم روی میز تا یه چرتی بزنم
پرش زمانی به نیم ساعت بعد
ویو ا.ت
جیمین خوابش برده بود و معلم هم خیلی اعصبانی بود
آروم با مدادم زدم به دست جیمین که بیدار بشه ولی بیدار نمیشد
خانم لی: آقای پارک من چندبار گفتم توی کلاس من موقع خواب نیست(داد و عصبانیت)
جیمین: عا چیزه ببخشید
خانم لی: دیگه تکرار نشه(اعصبانی)
جیمین: چ.. چشم
ا.ت: شانس آوردیا(آروم)
جیمین هم سرشو به علامت تایید نشون داد
کلاس تموم شد و زنگ خورد
نشسته بودیم داشتیم باهم حرف میزدیم که الکس اومد پیشمون گفت:....

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۴)

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

پارت. ۳۱

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط