{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My professor

My professor
Part:42

تهیونگ:اون اصلا صداتو نشنیده چطور باید جوابتو می‌داده؟! منظورم این بود قبل اینکه حالش بد بشه چه اتفاقی افتاد ؟!داشتین چیکار می‌کردین؟

رفتم تو فکر....آنقدر شوک زده بودم که به زور کلماتو کنار هم میچیدم

هیزل:خب ما....داشتیم رو یه....موش آزمایش انجام می‌دادیم... بعدش...بهم یه لوله داد گفت یه سی سی جدا کنم....منم انجامش دادم....وقتی خواستم سرنگو بدم دستش متوجه شدم که...

یهو با اخم روشو سمتم چرخوند

تهیونگ:سرنگ؟!

بی حرکت موندم و متعجب گفتم:

هیزل:بله...سرنگ
تهیونگ:برگرد عقب تر! تمام جزئیاتو درمورد سرنگ بهم بگو....چطور ازش استفاده کردی؟
هیزل:خب من....از بقیه سرنگا جداش کردم و جلدشو درآوردم....بعدش لوله رو گرفتم....در سرنگو باز کردم....

حرفمو قطع کرد

تهیونگ:با درش چیکار کردی؟!

با تعجب گفتم:

هیزل:درش؟

یادم نمیومد....به مغزم فشار آوردم و چشمامو کلافه بستم

هیزل:نمی‌دونم....شاید ولش کردم روی میز ....اصلا یادم نمیاد
تهیونگ:صدایی داد؟!!

ابروهام از کلافگی خم شد....درست مثل مامور اعتراف ازم سوال میپرسید....

دیزل:من..توجه نکردم به خدا

دندوناشو رو هم فشار داد و روشو ازم گرفت....با دستش کلافه چشماشو ماساژ داد...

اینکه دیگه چیزی نمی پرسید نشون میداد فهمیده قضیه چیه....یا حداقل حدسی داره

هیزل:نمیگی که....دقیقا چی شده؟! من چه اشتباهی کردم تهیونگ؟!

سرشو بالا گرفت و دوباره به چراغا خیره شد
تهیونگ:تو اشتباهی نکردی

ساکت موند و من سرمو انداختم پایین...یعنی نمی‌خواست بگه اینجا چه خبره...شدیداً داشتم تلاش می‌کردم معمای سرنگ رو برای خودم حل کنم که یهو گفت:

تهیونگ:سالهاست که جونگ‌کوک یه اختلال عصبی داره!

سرمو فوری دادم بالا...دست و پام یخ کرد و گیج پرسیدم:
هیزل:چه اختلالی؟

مردمک چشماشو سمتم چرخوند
تهیونگ:اگر جواب این سوالتو میدم بخاطر این نیست که فکر میکنم به تو مربوط میشه این مسئله! اینو میگم که از این به بعد حواستو جمع تر کنی...تا به حال تو آزمایشگاه بهش حمله دست نداده بود. امیدوارم به حرفایی که میزنم خوب گوش کنی که دوباره پیش نیاد.

مو به تنم راست شد
هیزل:گوش میکنم

نفسشو داد بیرون

ادامه دارد....
لایک فراموش نشه ✨

#فیک #رمان #فیکشن
دیدگاه ها (۴)

My professor Part:43تهیونگ: جونگ‌کوک میسوفونیا داره....اختلا...

My professor Part:41تهیونگ رو کرد سمت منی که داشتم نفس کم می...

فالو و حمایت شه💙@ssasafsafosafoosafosa

My professor Part:39یکم بعد،جئون در حالی که دستکشاشو میپوشید...

‌Part⁷ 🦢 [...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط