{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرسنگی دیگران برای ما که نان نشد

گرسنگی دیگران برای ما که نان نشد
هزار سال ، روزه ایم و نوبت اذان نشد
چقدر رد پای دزد بی پدر وَ مادری
که گریه های او حریف خان نشد
«درخت ها به ریشه ام شبی تبر گذاشتند»

کنار هر قسم ، نشانی از دم خروس بود
که سگ شدم به حال و روز گربه ای که لوس بود
و اسم دخترانه ای که عقد پیرمرد شد
و ساقدوش محترم که عاشق عروس بود
«کلاه بوقی تو را سر پدر گذاشتند»

کنار سفره از رژیم بی رویه چاق شد
و توبه کرد و پشت دست عده ای که داغ شد
که رفته رفته هر کجای آدمک دراز شد
دروغ گفت آنقدر ، که آخرش ، الاغ شد
«و بعد نام کوچک تو را که خر گذاشتند»

شبیه دلقکی که گریه باورم نمی کند
که گوسفند بودم و کسی خرم نمی کند
میان تیترهای روز ، ناله ، باورم شده
که هیچکس نگاه چپ به کشورم نمی کند
«به خنده بر مناسبات جنگ اثر گذاشتند»

به منطق نهفته در میان حرفِ مفت ها
از ارتباط حق تو ، به گردنِ کلفت ها
از انجماد یک نفر ، میان سردِ خانه ها
کسی به دست های مه ، گرفته گفت "هااااااا"
«و روی شانه های خالی از تو سر گذاشتند»

که سرنوشت حتمی گرسنه ، انتظار شد
به احترام هر کسی که خم شدم ، سوار شد
سرم به نان ، پنیر ، عشق و شعرهام گرم بود
که نور انقلاب ما دچار انفجار شد
«و خواستم که زندگی کنم اگر گذاشتند»

شعرازآقای بهروزی
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

گاهی به خودم میگویم کاش دوستت نداشتم؛ نه از آن رو که دوست دا...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱✨______________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒____...

علاقه؛کلمه ای گاهی شگفت انگیز یا گاهی خورد کننده.ولی علاقه ب...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۳✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت دومحیح چقد زود پارت دادم-____...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط