{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوک من میدونم تو توی موقعیت خوبی نبودی که بتونی بهترین ت

کوک: من میدونم تو توی موقعیت خوبی نبودی که بتونی بهترین تصمیم رو بگیری....متاسفم که این موقعیت رو برات دشوار کردم.
ات با خنده و گریه گفت: تو به خدمه گفتی همسرم بارداره😅🥲ما که ازدواج نکردم
کوک: اره....ولی توی کانادا ازدواج می‌کنیم
ات: اگه مادرت ما رو پیدا کنه چی
کوک: نمیزارم تو و بچه امو ازم بگیره. من کار پیدا میکنم خونه میخریم من تو و بچه مون....به بچه مون دوچرخه سواری یاد می‌دیم...میفرستیم مدرسه دانشگاه ازدواج....همه چی رو باهم انجام میدیم
ات کوک رو بوسید و گفت: باشه باشه....خیلی زیاد به آینده فکر کردی..
کوک: بچه ی من خیلی قویه به دنیا میاد
ات: کوک اگه مثل من کور رنگی داشته باشه چی؟
کوک: یعنی چی ،چی ؟ معلومه... اون بچه ی منه...نمیتونم که اونو از خودم جدا کنم....اون از خون و گوشت منه. تو هم قلب منی...عشق منی
ات: ممنونم عزیزم..
دیدگاه ها (۰)

خلاصه کوک و ات توی سال اول رو خیلی به سختی گذروندن. از ویار ...

بچه ها واقعا از حمایتتون ممنونم. خیلی ازتون شرمنده هستم چون ...

م ات ات رو بعد کرد و گفت: دخترم با کوک برو....با بچه ات و کو...

رسیدن بیمارستان تیهونگ: کوک اروم باشکوک: باید میدونستم مامان...

کوک میخواست صورت ات سمت خودش نگه داره ولی ات ترسید و فک کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط