{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

•|وقتــی حالشـ بدبود

•|وقتــی حالشـ بدبود
•| منـ بودمـ
•|وقتیـ تنها میموند منـ بودمـ
•|وقتیـ دوستاشـ
•| تنهاشـ🎈 گذاشتنـ مَنـ بودمـ
•|وقتیـ ناراحتـ ـ وعصبی
•|بود من بودمـ
•|وقتی شاد و خوشحالـ بود
•|منـ نبودم
دیدگاه ها (۱)

خیلی سخته کهـ . . .دلت بودنشو بخواد 😔 ولی. . .باید بهـ نبودن...

ﺍﻭنــ ﻟـــﺤــﻈﻪ ﮐــــﻪ ﮔﻔــﺘﯽ ﯾــکے ﺑﻬـﺘﺮ ﺍﺯ ﺗـﻮﺭﻭ ﭘﯿـﺪﺍ ﮐـﺮ...

⇚ﻧﻔـڕﯾـﻦ ﺑـــہ ﺗــــــــؤ ڪــہ ﺑــہ ﻣـــﻦ ﮔـﻔـﺘــے:❂❂⇚ﺗــﻮﺳـ...

+میشه برگردی؟؟•|واس خودم نمیگمااراستش این دلم 😔 ...•|دیونم ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

می‌دونی عزیزم بیشتر از تصوراتت آسیب روحی دیدم اگه میبینی عجی...

پارت ۱۵ آن روز قرار بود یک روز کاملاً معمولی باشد.صبح سر کار...

پارت ۲۱مهمونی هنوز ادامه داشت.من کنار یکی از دوست‌های تهیونگ...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط