{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چمدان را بستی

چمدان را بستی
وچند بار پشت سرت را نگاه کردی.....
و زیر لب گفتی: چیزی را جا نگذاشتہ ام؟؟
چرا ؟ برگرد .....
یک دنیا خاطره را...!!!
دیدگاه ها (۱)

میدانی...بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نمیشوی !بعضـی...

آخـــــرین فـــــردی کـــــه ,درســـــت قبـــــل از خـــــوا...

بعضی وقت ها چیزی می نویسی از دلت. برای یک نفر. اما دلت می ...

در خیالات خودم,در زیر بارانی که نیست…می رسم با تو به خانه،از...

شب التیام.

سناریو سانزو

سلام رفقا ❤🌷❤دنیا خوب، بد، زشت، زیبا فراوان دارد. تو خوب باش...

سناریو کازوتورا درخواستی

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒هانا آن شب گریه نکرد.حداقل ...

گاهی آن‌قدر به فاصله‌ات تا مقصد نگاه می‌کنی که فراموش می‌کنی...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۰: «برگشت به یوکوهاما» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخ...

شب التیام.

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط