{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهی در زمستان به نگهبانی گفت سردت نیست؟

شاهی در زمستان به نگهبانی گفت سردت نیست؟

گفت به سرما عادت دارم.

گفت می گویم برایت لباس گرم بیاورند ولی یادش رفت...

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت ویرانم کرد...!!!
دیدگاه ها (۴)

من این پایین نشستم سرد و بی روح تو داری میرسی ب قله ی کوه دا...

خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم. دیدم طاقت اسم هایی را که می...

وقتی کسی وارد زندگیتان می شود، خدا او را به دلیلی می فرستد. ...

توصیه دخترانه: هروقت مورد حمله یه پسرقرارگرفتی شلواراونوبکش ...

برده عمارت جئون

رومان عشق مافیا پارت 32این پارتش خیلی زیاد خوب نیست اولش عرو...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط