{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اآهااااای چشم چران....!!

اآهااااای چشم چران....!!

به من که میرسی سرت را پایین بگیر..!

از من چیزی جز یک سیاهی تمام قد نمیبینی...!!

برای تو و ان چشم های هیزت ...

چیزی جز وقار ندارم.

پس چشمانت را ببند و برو...!

میدانی؟!

شاید این سیاهی چشمت را بزند و نتوانی عروسک های به حراج گذاشته را ببینی پس...

چشمانت را به حوالی من که میرسی ببند.

همین.

1392/10/10
دیدگاه ها (۳۱)

برده عمارت جئون

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 128✦...................

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

KIM V

میبخشی پارت ۵

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 13_به پشنهادم فکر کر...

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط