{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز سر چهارراه پشت چراغ قرمز بودم پسر بچه ای اومد و مقد

امروز سر چهارراه پشت چراغ قرمز بودم پسر بچه ای اومد و مقدار زیادی پاکت فال دستش بود. با حالت معصوم و گرفته گفت عمو چند تا ازم میخری ... منم گفتم فال چند میفروشی؟؟ با یه حس بدبختی و عجز گفت اینا فال نیست و سرشو پایین انداخت و زیر لب گفت: سهام استقلاله استقلال. . . . . . منم دلم سوخت چند تا گرفتم. . . من الان سهام دار شدم میفهمید سهام دار.(happy)(happy)(happy)(happy)(happy)
دیدگاه ها (۳۷)

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

#part_97 #رها دستم رو گردن طاها بود و طاهام لباشو گذاشته بو...

به تعداد اشک هایمان میخندیم دیانا با شک بیدار شدم و به دور و...

#رمان_اجبار_شیرین#پارت_سی_یکپشت چراغ قرمز ایستادم که دختر بچ...

#رمان_اجبار_شیرین#پارت_سی_یکپشت چراغ قرمز ایستادم که دختر بچ...

🌹 🌹 من دوستت دارم دیونه #پارت۱۱۰ #شماره ای عرفان بود اتصال...

دیروز رفتم برای شام کباب بخرم ی پسر کوچولو اومد پیشم گفت خال...

*شیلان*شیلان: با پایان آهنگ چراغ ها روشن شد فقط ما اون وسط ب...

p13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط