پرنسسمن

#پرنسس_من🤍🥂
#Part_3

+ خفه میشی یا خفت کنم؟

با دادی که کشید سر جام میخکوب شدم...وحشت زده سر جام نشستم و سعی کردم آروم باشم ولی تو ذهنم کلی سوال بود.... این پسر کیه؟ منو میشناسه؟ چرا اینکارو میکنه؟ چرا این ماشین لعنتی رو نگه نمیداره؟
همینطور تو ذهنم از خودو کلی سوال می‌پرسیدم تا اینکه بلاخره وایساد. از ماشین پیاده شد منم پیاده شدم و نگاهی به اطرافم انداختم‌. یه ویلای خیلی شیک و بزرگ‌...

+ خوش اومدین جناب جئون!

چ...چی؟؟؟ جناب جئون؟؟؟ فامیلیش مثل منه که! ولی من اینو نمیشناسم.‌‌..

+ یون سوک بیا تو!

اسم منو میدونه؟؟؟ این پسر کیه؟؟؟ واقعا مخم داره هنگ میکنه
حرکت با این لباس ها واقعا واسم سخت بود ولی مجبور بودم همراهش برم. باهاش رفتم تو ویلا و به اطراف نگاهی انداختم

- تو کی هستی؟

بعد از پرسیدن این سوالم اون یه پوزخند صداداری زد و گفت:

+ هنوز زوده بفهمی....پرنسس!
دیدگاه ها (۵)

#پرنسس_من🤍🥂#part_4- پ...پرنسس؟+ اوهومبعد از این جملش نگاهی ب...

#پرنسس_من🤍🥂#part_5با چشمای گرد شده و ترسیده بهش نگاه کردم......

#پرنسس_من🤍🥂#Part_2با نفرت نگاهمو ازش گرفتم و خواستم به اونطر...

#پرنسس_من🤍🥂#Part_1با استرس داشتم به سمت خیابون میرفتم.+ خانم...

پارت سیو سوممماری**جک منو رسوند و رفتا رسیدم شروع کردم به ام...

:part 4سوار ماشین شدیم رفتیم خونها ساعت بعد:رسیدیم خونه به م...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱معرفی :ا.ت یه دختر ۲۰ ساله از بوسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط