My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:¹⁰
روز ها همین طور گذشت و گذشت و دلتنگیشون همین طور بیشتر و بیشتر میشد حدود سه سال سال گذشته بود حالا جونگکوک فقط هیونا رو روی تابلو های شهر میدید
هیونا تبدیل شده بود به یه طراح معروف که کل جهان میشناختنش هیونا هم مدل بودن هم طراح لباس چند بازی کشور هایی مثل فرانسه چین و روسیه و... همه کشور های بزرگ اون رو دعوت میکردن تا از استعداد و توانایی های استفاده کنن بعضی از آرمی ها تقریبا فراموش کردن که هیونا دوست دختر جونگکوک بوده و بعضی هم نه شروع کرده بودن به حمایت کردن هیونا و همیشه بهش افتخار میکردن هیونا دختر ۲۱ ساله ای که توی این سن کم حالا جایزه بهترین طراح و مدل رو توی جهان گرفته بود .
جونگکوک مجبور بود هیونا رو از دور تماشا کنه میتونست غم رو گاهی توی چشم های هیونا ببینه هیونا طبق قوای که داده بود کلی قوی شده بود و یکی از بهترین ها بود این مدت جونگکوک با کمک اعضا حالش بهتر شده بود و فقط بخواطر هیونا ادامه داد خیلی ها توی فضای مجازی اسرار میکردم کاش جونگکوک و هیونا کنار هم برگردن .
جونگکوک مثل همیشه از پشت گوشی داشت هیونا رو تماشا میکرد برنامهی جیمی آره جیمی یکی از بهترین مجری ها بود و غیر ممکن بود با آدم های مشهور و مهم حرف نزده باشه جونگکوک غرق بر نامه بود
جیمی: هیونا امممم چطور بگم دلت میخواد به اوضاع قبل برگردی؟
هیونا: از چه لحاظ ؟ میدونی مثلاً من دلم نمیخواد به گذشته برگردم چون به این لول نرسیده بودم و خیلی ضعیف بودم
جیمی: نه منظورم جونگکوکه
با این جونگکوک اشک توی چشم های هیونا حلقه زد هیونا روش رو از دوربین گرفت و سعی کرد خودش رو کنترل کنه
جیمی: ببخشید ببخشید نباید میپرسیدم
هیونا: نه اشکالی نداره من میخوام برگردم پیشش
جیمی: چی؟ جدی ؟
هیونا: آره همون طور که همه آرمی ها میدونن من عاشق جونگکوکم و خب یکسری شرایط اجازه نمیده که ما پیش هم باشیم
جیمی: درک میکنم میدونم منظورت چیه. حرفی با جونگکوک نداری؟ توی دور بین بگو
هیونا چشم های در اشک شد به دوربین نگاه کرد
هیونا: آهنگ جدیدت عالی بود خیلی دوستش داشتم
هیونا با خنده جیمی و تماشا چی ها خنده اش گرفت ولی اشکش سرازیر شد
جونگکوک دیگه نمیتونست ادامه ویدئو رو نگاه کنه گوشی رو کنار گذاشت خیلی اعصبانی بود لیوانش رو در از نوشیدنی کرد و سر کشید
کل اعضا برای جشن اعلام جایزه آماده شدن لباس هاشون مثل پارسال بی نظیر نبود چون امسال هیونایی نبود شب همه سلبریتی ها و آدم های مشهور توی اون جشن بودن و هیونا برای اولین بار نه به عنوان آرمی نه به عنوان سر پرست بلکه قرار بود به عنوان بهترین طراح لباس سال اونجا حضور داشته باشه
༎ຶ‿༎ຶ
ببخشید این پارت کم بود ایده هام نه کشیده فعلا تا همین جا بخونید ببینم میخوام چطور ادامه بدم شبتون بخیر ✨ ❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁰
روز ها همین طور گذشت و گذشت و دلتنگیشون همین طور بیشتر و بیشتر میشد حدود سه سال سال گذشته بود حالا جونگکوک فقط هیونا رو روی تابلو های شهر میدید
هیونا تبدیل شده بود به یه طراح معروف که کل جهان میشناختنش هیونا هم مدل بودن هم طراح لباس چند بازی کشور هایی مثل فرانسه چین و روسیه و... همه کشور های بزرگ اون رو دعوت میکردن تا از استعداد و توانایی های استفاده کنن بعضی از آرمی ها تقریبا فراموش کردن که هیونا دوست دختر جونگکوک بوده و بعضی هم نه شروع کرده بودن به حمایت کردن هیونا و همیشه بهش افتخار میکردن هیونا دختر ۲۱ ساله ای که توی این سن کم حالا جایزه بهترین طراح و مدل رو توی جهان گرفته بود .
جونگکوک مجبور بود هیونا رو از دور تماشا کنه میتونست غم رو گاهی توی چشم های هیونا ببینه هیونا طبق قوای که داده بود کلی قوی شده بود و یکی از بهترین ها بود این مدت جونگکوک با کمک اعضا حالش بهتر شده بود و فقط بخواطر هیونا ادامه داد خیلی ها توی فضای مجازی اسرار میکردم کاش جونگکوک و هیونا کنار هم برگردن .
جونگکوک مثل همیشه از پشت گوشی داشت هیونا رو تماشا میکرد برنامهی جیمی آره جیمی یکی از بهترین مجری ها بود و غیر ممکن بود با آدم های مشهور و مهم حرف نزده باشه جونگکوک غرق بر نامه بود
جیمی: هیونا امممم چطور بگم دلت میخواد به اوضاع قبل برگردی؟
هیونا: از چه لحاظ ؟ میدونی مثلاً من دلم نمیخواد به گذشته برگردم چون به این لول نرسیده بودم و خیلی ضعیف بودم
جیمی: نه منظورم جونگکوکه
با این جونگکوک اشک توی چشم های هیونا حلقه زد هیونا روش رو از دوربین گرفت و سعی کرد خودش رو کنترل کنه
جیمی: ببخشید ببخشید نباید میپرسیدم
هیونا: نه اشکالی نداره من میخوام برگردم پیشش
جیمی: چی؟ جدی ؟
هیونا: آره همون طور که همه آرمی ها میدونن من عاشق جونگکوکم و خب یکسری شرایط اجازه نمیده که ما پیش هم باشیم
جیمی: درک میکنم میدونم منظورت چیه. حرفی با جونگکوک نداری؟ توی دور بین بگو
هیونا چشم های در اشک شد به دوربین نگاه کرد
هیونا: آهنگ جدیدت عالی بود خیلی دوستش داشتم
هیونا با خنده جیمی و تماشا چی ها خنده اش گرفت ولی اشکش سرازیر شد
جونگکوک دیگه نمیتونست ادامه ویدئو رو نگاه کنه گوشی رو کنار گذاشت خیلی اعصبانی بود لیوانش رو در از نوشیدنی کرد و سر کشید
کل اعضا برای جشن اعلام جایزه آماده شدن لباس هاشون مثل پارسال بی نظیر نبود چون امسال هیونایی نبود شب همه سلبریتی ها و آدم های مشهور توی اون جشن بودن و هیونا برای اولین بار نه به عنوان آرمی نه به عنوان سر پرست بلکه قرار بود به عنوان بهترین طراح لباس سال اونجا حضور داشته باشه
༎ຶ‿༎ຶ
ببخشید این پارت کم بود ایده هام نه کشیده فعلا تا همین جا بخونید ببینم میخوام چطور ادامه بدم شبتون بخیر ✨ ❤️
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۵.۴k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط