My lovely idol
✿My lovely idol✿ 2
✯part:⁹
جونگکوک: الان به خاطر یه عده آدم که اصلا هیچی نمیفهمن قراره دیگه نبینمت؟
هیونا: آره
جونگکوک حسابی کلافه شده بود
جونگکوک: چرا نمیفهمن؟ کنم آدمم و قلب دارم ربات که نیستم بعدشم زندگی شخصی من به هیچ کس ربطی نداره
هیونا دست های رو گرفت
هیونا: جونگکوک الان دیگه نمیتونیم کاری بکنیم جز صبر کردن
جونگکوک: صبر کنم؟
هیونا: آره ببین این آخرین دیدار مون نیست من قرار نیست بیخیالت بشم ولی باید صبر کنی من هنوز خیلی جوونم و تا جایی که ممکنه تلاشم رو میکنم که کاری کنم کل دنیا به این نتیجه برسند که منم مثل تو بی نظیرم
جونگکوک: یعنی تا اون روز صبر کنم؟
هیونا: نه نه ببین این کار قراره کلی طول بکشه ولی این مدت نمیخوام سختی بکشی خوب غذا بخور و خوب استراحت کن حتی اگر دختری به غیر از من دیدی و لایق تو بود بدون در نظر گرفتن من میتونی باهاش باشی
جونگکوک: این چرت و پرتی رو نگو
هیونا: چرا و پرت نیست ببین ما قراره به مدت همو نبینیم و این به این معنی نیست که حواسم بهت نباشه باید خوب مراقب خودت باشی
جونگکوک: انگار داری خداحافظی میکنی
هیونا: قول میدم برگردم ولی ایندفعه فقط یه دنسر معمولی به طراح معمولی به زندگی معمولی نباشه قراره کلی تغییر بکنم
جونگکوک: برمیگردی؟
هیونا: آره من الکی قول نمیدم
جونگکوک هیونا رو بغل کرد و باهم خداحافظی کردن از اون روز به بعد جونگکوک تنها در از همیشه شده بود وقتی بر میگشت خونه دیگه کسی منتظرش نبود دیگه کسی بهش خوشآمد نمیگفت حتی خبری از غذای گرم و خوشمزه هیونا نبود جونگکوک ظاهرش رو حفظ میکرد بعضی آرمی ها بخواطر جداییشون خیلی ناراحت بودن و بعضی میگفتن خوشحالن که هیونا رفته و حالا دوباره جونگکوک مال خودشون شدهروز ها همین طور میگذشت اعضا متوجه تغییر جونگکوک شده بودن و ناراحت بودن.
برای هیونا همه چیز سخت تر بود اخیرا فضای مجازیش در از توهین و تحدید شده بودن ولی هیونا دیگه برای مهم نبود مصمم شده بود که هر کاری کنه تا مردم دهنشون بسته بشه شب ها درست نمیخوابی و خیلی کار میکرد .
روز ها همین طور گذشت و گذشت و دلتنگیشون همین طور بیشتر و بیشتر میشد...
ಥ╭╮ಥ
چرا این کارو باهاشون کردم گناه دارن😭😇😭
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁹
جونگکوک: الان به خاطر یه عده آدم که اصلا هیچی نمیفهمن قراره دیگه نبینمت؟
هیونا: آره
جونگکوک حسابی کلافه شده بود
جونگکوک: چرا نمیفهمن؟ کنم آدمم و قلب دارم ربات که نیستم بعدشم زندگی شخصی من به هیچ کس ربطی نداره
هیونا دست های رو گرفت
هیونا: جونگکوک الان دیگه نمیتونیم کاری بکنیم جز صبر کردن
جونگکوک: صبر کنم؟
هیونا: آره ببین این آخرین دیدار مون نیست من قرار نیست بیخیالت بشم ولی باید صبر کنی من هنوز خیلی جوونم و تا جایی که ممکنه تلاشم رو میکنم که کاری کنم کل دنیا به این نتیجه برسند که منم مثل تو بی نظیرم
جونگکوک: یعنی تا اون روز صبر کنم؟
هیونا: نه نه ببین این کار قراره کلی طول بکشه ولی این مدت نمیخوام سختی بکشی خوب غذا بخور و خوب استراحت کن حتی اگر دختری به غیر از من دیدی و لایق تو بود بدون در نظر گرفتن من میتونی باهاش باشی
جونگکوک: این چرت و پرتی رو نگو
هیونا: چرا و پرت نیست ببین ما قراره به مدت همو نبینیم و این به این معنی نیست که حواسم بهت نباشه باید خوب مراقب خودت باشی
جونگکوک: انگار داری خداحافظی میکنی
هیونا: قول میدم برگردم ولی ایندفعه فقط یه دنسر معمولی به طراح معمولی به زندگی معمولی نباشه قراره کلی تغییر بکنم
جونگکوک: برمیگردی؟
هیونا: آره من الکی قول نمیدم
جونگکوک هیونا رو بغل کرد و باهم خداحافظی کردن از اون روز به بعد جونگکوک تنها در از همیشه شده بود وقتی بر میگشت خونه دیگه کسی منتظرش نبود دیگه کسی بهش خوشآمد نمیگفت حتی خبری از غذای گرم و خوشمزه هیونا نبود جونگکوک ظاهرش رو حفظ میکرد بعضی آرمی ها بخواطر جداییشون خیلی ناراحت بودن و بعضی میگفتن خوشحالن که هیونا رفته و حالا دوباره جونگکوک مال خودشون شدهروز ها همین طور میگذشت اعضا متوجه تغییر جونگکوک شده بودن و ناراحت بودن.
برای هیونا همه چیز سخت تر بود اخیرا فضای مجازیش در از توهین و تحدید شده بودن ولی هیونا دیگه برای مهم نبود مصمم شده بود که هر کاری کنه تا مردم دهنشون بسته بشه شب ها درست نمیخوابی و خیلی کار میکرد .
روز ها همین طور گذشت و گذشت و دلتنگیشون همین طور بیشتر و بیشتر میشد...
ಥ╭╮ಥ
چرا این کارو باهاشون کردم گناه دارن😭😇😭
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۹k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط