#عشق_پولی

#عشق_پولی
#part13


بعد از کلی گشتن دنبال لباس مناسب واسه من یه چیز پیدا کردیم و سفارش دادیم به خاطر امروز کلی خسته بودم پس به جیان گفتم که میرم بخوابم رفتم طبقه بالا و تو تختم لم دادم دوست دارم واسه همیشه یه همچین جایی زندگی کنم همینقدر قشنگ زندگی کنم ولی میترسم چون هر دروغی یه ردز افشا میشه و دروغی که الان دارم توش میکنم یکم زیادی بزرگه و زود باعث میشه بیوفتم تو دردسر
داشتم فکر میکردم که خوابم برد

ساعت ۱۰ صبح به وقت سئول

ویو هان

پوففففف این وقت صبح کدوم خری زنگ میزنه
وایستا شاید اقای لیه
هان : جیان جیان *داد*
در با شدت زیاد باز شد و جیان پرید رو تختم
جیان : زودباش جواب بده
هان : استرس دارم
جیان : گوه نخور جواب بده
هان : خفه شو جیان

گوشی رو وصل میکنه

هان : الو
_ سلام جیسونگ
هان : سلام ببخشید نشناختمون اقای لی
_ اشکال نداره پسرم زنگ زدم بهت بگم فردا شام میتونی بیای برای شام خونمون ؟
هان : حتما اقای لی چرا که نه
_ پس به مینهو میگم لوکیشن رو بفرسته
هان : خیلی ممنون اقای لی
_ *خنده* هان پسرم اگه کاری نداری قطع کنم
هان : نه اقای لی کاری ندارم میتونین قطع کنین
_ باشه پس خدافظ هان
هان : خدافظ اقای لی

*قطع کرد*

جیان : هوهوووووووو *روی تخت میپره*
جیان : هوی زنیکه نرین تو تخت نازنینم بیا پایین
جیان : میفهمی چیشده ؟
هان : میفهمم ولی منم رو تخت تو بپرم خوبه
جیان : باشه بابا بی جنبه
هان : درد
جیان : خو بیا بریم به حصاب من کافه جشن بگیریم
هان : هورااااااا بریم

توی کافه

هان : من شکموعم ها واسه من قراره خرج کنی
جیان : باشه بابا ولخرج
هان : اول یه شیرکاکائومون نشه ؟
جیان : باشه گارسون
گارسون : بفرمایید
جیان : بگو
هان : عاممم.. من شیک کاکائویی
کیک خیس کاکائویی
عامم وایسا بازم فکر کنم
کروسان شیرینی ماکارون بعد کوکی کاکائویی چیز کیک کاکائویی هم دوست دارم کیک دبل چاکلت اسموتی هم دوست دارم
جیان : شکلاتو ترور کردی
هان : پاستا هم هست
با چیزای سوخاری
جیان : اره اره بخور بخور
‌....
_______________________________
لونا جان گرفتی چیشد 😔؟
دیدگاه ها (۱۸)

سرنوشت پارت (۱۲)

dark life = 44صبح روز بعد، ات با حس خوبی از خواب بیدار شد. آ...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

~Destiny:Part 1~

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

ایدل من#پارت_3روی تخت نشسته بودم و با پتو خودم رو پوشوندم. چ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

P¹⁶ استاد با صدای بلند قهقه زد. استاد:وای ات دخترم،تو خیلی ش...

پارت ۲ویو شوگاامروز صبح بیدار شدم و کار هام رو انجام دادم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط