{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت13

قسمت13
By your side

+ای خاک تو سرت چرا گفتی؟
_یهویی شد دیگه
+باشه حالا اشکال نداره
_خوش گذشت؟
+ارهه
_خب بگیر بخواب فردا میخوایم بریم دانشگاه
+خوابم نمیره
_خب نخواب
رو تخت نشستم و با اون خرسه بازی میکردم و بهش میزدمو بغلش میکردم.
ساعتم زنگ خورد و از خواب بیدار شدم و صبحونه خردیم اماده شدیم تا بریم دانشگاه.
دانشگاهرو مثل هرروز پشت سر گذروندیم.
_هه یون امروز میای خونه ما؟
+اممم...باشه
با هه یون رفتیم خونه و سه تایی غذا درست کردیم؛هه یون غذاهای کره ای خوب بلد بود و برامون درست کرد و ما هم کمکش کردیم.
غذا حاضر شد و با هم خوردیم و نشستیم فیلم ببینیم که چانی زنگ زد،من بلند شدم و رفتم تو اتاق و باهاش حرف زدم
+سلام
_سلام کجایی؟
+خونه
_میتونی بریم بیرون؟
+اوه ببخشید امروز نمیتونم دوستم خونمونه
_اها باشه اشکال نداره
برگشتم که فیلم ببینم
+کی بود؟
_ها؟..اها مامانم بود
+اها
نشستم و بقیه فیلمو دیدم ،اروم تو گوش شقایق گفتم:
+وایی شقایق چانی زنگ زد گفت بیا بریم بیرون
_خب چرا نرفتی؟
+نمیتونستم هه یون اینجاست اگه بفهمه خیییللییی بد میشهه
_اها
فیلممون که تموم شد از سر بیکاری اهنگ گذاشتیم و رقصیدیم
که یهو یه سوسک اومد تو خونه و ما جییغغ میزدیم و و میترسیدیم که نمیدونم چطور جرعت کردم و رفتم جلو و سوسکرو کشتم
+ایییوولللل
_چطور شد؟من گشتمش؟من از سوسک میترسم و خیلی چندشه
+خلاصه گشتیش ایول(حالا انگار اژدها کشتم)
از رقصیدن خسته شدیم و نشستیم و من رفتم حموم،گوشیم رو کاناپه افتاده بود که چانی پیام داد
+سلام چیکار میکنی؟
هه یون پیام رو دید و وقتی من از حموم اومدم بیرون گفت:
_برات پیام اومده بود نوشته بود چانی
+چیی؟
_کیه؟
+اها اون دوستمه چانیول لاوره اسمشو گذاشتم چانی(دروغ)
_اها
رفتم تو اشپزخونه پیش شقایق و گفتم:
+وای خدا نفهمیده باشه. ینی فهمیده؟
_نه بابااا نفهمید
+اها خداروشکر
با یه لبخند گفتم:
+دلم برای چانیول تنگ شده
_اخخخییییی
+کوفتتت
بعد چند دقیقه که نشستیم هه یون گفت
+من دیگه باید برم مامانم زنگ زد گفت بیا
_اها باشه
+بای
_بای
هه یون که رفت به چانی زنگ زدم و گفتم:
+سلام
_سلام کجایی؟
+خونه
_دوستت هست هنوز؟
+نه تازه رفت
_من میام پارک کنار خونتون تو هم بیا
+باشه
رفتم که اماده بشم و از شقایق پرسیدم
+تو چیکار میکنی؟
_هیچی میشینم بازی پلی استیشن میکنم
+اها خیلی خب،پس من رفتم
از خونه زدم بیرون و به پارک کنار خونمون رسیدم و تو تاب کنار چانی نشستم
+خوبی؟
_اوهوم تو خوبی؟
+منم خوبم
_دلم برات تنگ شده بود
+منم
داشتیم حرف میزدیم که سوهو به چانیول زنگ زد و گفت
+ما میخوایم بریم بیرون شما میاین؟
_اره،کجا میخواین برین؟
+نمیدونیم
_پس بیاین پارک نوگ سنگ
+اوکی
اعضا اومدن اونجا و من و چانی نقشه کشیدیم که شقایقو بکشونیم اونجا
به شقایق زنگ زدیم و گفتیم:
+واایی شقایق بدو بیا پارک نوگ سنگ که کنار خونه خودمونه بکی تصادف کرده ما اونجا جمع شدیم
_چییییییی؟
+بدو بیاا
شقایق با سرعت دویید و تو راه زمین خورد و خودشو به ما رسوند و خیلی نگران گفت:
چیه؟چی شده؟بکی خوبه؟
منو چانی داشتیم میخندیدیم که بکی که از هیچی خبر نداشت اومد بیرون و به حالت نگران شقایق نگاه کرد و گفت:
چی شده؟
شقایق با حالت ناراحت به ما نگاه کرد و گفت:
واقعا که،اصلا شوخی بامزه ای نبود
و قهر کرد و رفت،من رفتم دنبالشو دستشو گرفتم
+اخ
_صبر کن ما فقط میخواستیم بیای
+ولم کن
با دستش منو محکم حل داد و رفت،من زمین خوردم،چانی زود اومد طرفم و گفت:
+خوبی؟چیزیت نشد؟
_اره خوبم
بکی گفت من میرم دنبالش
+صبر کن،ببخشید من از هیچی خبر نداشتم ولی بیا بریم اونارو ناراحت نکن
_الان تو فکر منی که ناراحت نشم یا اونا؟
+نه منظور من این نبود
_میدونی چقدر نگران شده بودم؟
بکی دستشو گرفت
+اخخخ
_چیه؟دستت خون اومده؟
+چیزی نیست
_کی افتادی؟
+وقتی داشتم میدویدم
_ینی انقدر نگرانم بودی؟
+یهو ژیومین صداشون زد
_هیییی بکییی،زود باشین بیایییننن
+باشههه اومدیمم
#exo
#fake
دیدگاه ها (۸)

قسمت14By your sideبکهیون و شقایق برگشتند پیش ما،بنظر میرسید ...

قسمت15By your sideغذامونو تموم کردیم و من خواستم برم خونه+می...

قسمت12By your side+رز پاشو ظهر شد انقدر نخواب_ولم کن ترو خدا...

قسمت 11By your sideبا اعضا رفتیم دریا و کنار ساحل اتیش روشن ...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 15(ویو اتاق کوک و لونا) .......

داستان زندگی منپارت:19+رسیدیم کره رفتم خونه تهیونگ هم اصلا خ...

آوای شبپارت ۲۰ویو نویسنده ساعت:۱۰:۰۰و این دوتا وروجک خسته اف...

فصل 1پارت 4 اونشب مزخرف تموم شد خونمون جابه جا شد بابام رفت ...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط