{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت14

قسمت14
By your side

بکهیون و شقایق برگشتند پیش ما،بنظر میرسید شقایق خیلی از دستم عصبانیه و ناراحت شده، با اعضا نشستیم و حرف میزدیم،شقایق با من حرف نمیزد. بعد چند دقیقه که نشستیم،من بلند شدم و و شقایقو هم صدا زدم و کشوندمش کنار
+هییی تو چته؟
_خودت بگو،این چه شوخیه مسخره ایه؟
+ما که معذرت خواهی کردیم
_رز،الان عصبیم ولم کن،نمیخوام ببینمت امشب
+شقایقق....
شقایق رفت و بعد شقایق چانیول اومد
_چی شد؟
+میگه امشب نمیخوام ببینمت
_خب..چیکار میکنی؟
+نمیدونم
_امشب بیا خونه من
+اما...
_ولی و اما نداره بیا دیگه میخوای چیکار کنی؟
سرمو پایین انداختم
+باشه
_خب دیگه بریم پیش بچه ها
ما رفتیم پیش بچه ها نشستیم و شقایق بلند شد
+خب دیگه من برم
_کجا؟
+سرم درد میکنه میخوام برم،ببخشید
_باشه
+فعلا بای
_بای
شقایق رفت و کای گفت:
+ این چه کاری بود که شما کردین؟
_شوخی بود
+مثل اینکه خیلی ترسیده بوده
_اره،اون گفت نمیخواد منو ببینه
+پس امشب چیکار میکنی؟
چانی گفت:
_میاد خونه من
+اها
_خب دیگه وقتشه بریم
+بریم
سوار ماشین شدیم و رفتیم؛من تو ماشین خیلی ناراحت بودم که شقایق رو ناراحت کردم.
رسیدیم خونه چانیول و چانیول گفت:
اونجا اتاق توعه
باشه
وسایلا رو برداشتم و رفتم تو اتاق،دیروقت بود و میخواستیم بخوابیم
+خب دیگه بخوابیم
_شب بخیر
+شب بخیر
رفتم تو تختم خوابیدم ولی خوابم نمیبرد. بعد چند دقیقه چانی پیام داد
+بیداری؟
_اوهوم
+نگرانشی؟
_اره،اون بکهیون خیلی براش مهمه
+اها
_چانی؟
+چیه؟
_گشنمه
+برو یه چیزی بخور
_باشه
+از تو اتاق رفتم بیرون و رفتم تو اشپزخونه؛در یخچالو باز کردم و خواستم نودل درست کنم،چانی از تو اتاق بیرون اومد و اومد تو اشپرخونه نشست
+برای منم درست کن
_تو هم گشنته؟
+اوهوم
نودل رو روی اتیش انداختم
_ادویه کجاست؟
+اون بالا
سعی کردم ادویه رو از تو کمد بردارم ولی دستم نمیرسید،چانی بلند شد و اومد پشت سر من و دستشو بلند کرد و ادویه رو اورد پایین،وقتی برگشتم چانی خیلی بهم نزدیک شده بود،به صورتم خیره شده بود. اروم صورتشو اورد نزدیک،من نفسم بند اومده بود و قلبم تپ تپ میزد،اروم صورتشو به صورتم نزدیک کرد و لبم رو بوسید.(این اولین بوسه من بود)
دویدم رفتم تو اتاق
+هییی نودلت خمیر شداااا
از تو اتاق بیرون اومدم
_اهم..اهم(گلومو صاف کردم)
داشتیم نودل میخوردیم و من نمیتونستم تو چشمای چانی نگاه کنم،خجالت میکشیدم؛زود نودل رو خوردم و رفتم تو اتاق.
پیام داد.
+یاا..بیداری؟
من جوابشو ندادم دوباره پیام داد
+میدونم بیداری جواب بده
بازم جوابشو ندادم زنگ زد بهم
_چییهه؟
+هیچی بگیر بخواب
خندیدم و خوابیدم.
صبح که از خواب بلند شدم دیدم چانیول یه یاداشت گذاشته
+من رفتم کمپانی یه غذا برای ظهرم درست کن
_چچیییشششش..
بعد که رفتم صورتمو شستم و مسواک زدم،داشتم به اتفاق دیشب فکر میکردم که گوشیم زنگ خورد،شقایق بود
+سلام
_سلام
+رز؟
_بله؟
+دلم برات تنگ شده بیا خونهه
_منم دلم برات تنگ شده،ولی تا قبل ظهر نمیتونم بیام
+چراا؟
_چون میخوام برای چانی ناهار اماده کنم
+اها،حالا چی میخوای درست کنی؟
_نمیدونم،چی درست کنم؟
+قرمه سبزی چطوره؟
_اررههه خوبه همینو درست میکنم
+خب دیگه فعلاا
_فعلا بای
+بای
لباسمو پوشیدم و رفتم مغازه تا وسایل بخرم.
بعد خرید وسایل به مامانم زنگ زدم
+سلام مامان خوبی؟
_سلام خوبم تو خوبی؟
+منم خوبم
_مامان قرمه سبزی چقدر سبزی بریزم؟
+میخواین قرمه سبزی درست کنین؟
_اره
+ا........
نزدیک ظهر شد و من غذارو درست کردم که زنگ درو زدن،چانیول اومد،بو کشید و گفت:
+چی درست کردی؟
_غذای ایرانی
+اووههه،گشنمه زود بیا بخوریم
_باشههه
غذارو اوردم و گفت:
+بلدی غذای کره ای درست کنی؟
_نچ
+اها...پس باید ببرمت پیش مامان و خواهرم تا یادت بدن
_اها...باشه.راستی شقایق زنگ زد گفت بیا خونه
+چه خوب
_بعد باید برم
+باشه
چند دقیقه از غذا خوردن گذشت و گفت:
_دوست داری مترجمم بشی؟
+چیی؟مترجمت؟
_اره
+اره دوست دارم
_باشه. پس فردا صبح بریم کمپانی
+کمپاننییی؟
_اره باید اونجا معرفیت کنم
+اها..باشه
#exo
#fake
دیدگاه ها (۶)

قسمت15By your sideغذامونو تموم کردیم و من خواستم برم خونه+می...

قسمت16By your sideداشتم اماده میشدم که چانیول زنگ زد+سلام بی...

قسمت13By your side+ای خاک تو سرت چرا گفتی؟_یهویی شد دیگه+باش...

قسمت12By your side+رز پاشو ظهر شد انقدر نخواب_ولم کن ترو خدا...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 15(ویو اتاق کوک و لونا) .......

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

ازدواج اجباری پارت ۳

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

رمان

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط