{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دِلَــم هَــوَسِ یِـک دوســـتِ قَدیمـی کَــردهِ

دِلَــم هَــوَسِ یِـک دوســـتِ قَدیمـی کَــردهِ
یِـک رَفیــــقِِ شِش دانـگ
یِـک آرامِ دِل ،
کَسـی کِ اِمتحـانَش رآ دَر رِفـاقَت پَس دادهِ
وَ دیگَـر مَحَـک زَدَن وَ زیر و رو کَردَنـی دَر کـآر نَبآشَـد
رَفیقــی ک ِمَـن نَگویَـم وَ او بِشنَـوَد...
بِخَنـدَم وَ حَجــمِ بُغضَـم رآ دَر خَنـدهِ اَم بِبینَـد...
رَفیقــــــ‍ی کِ بِگویَمَـش بُــرو ، اَمـآ بِِِِِمآنَـد کِ نَـرَوَد
دیدگاه ها (۱)

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

لحظه‌ای که نازنین کنار سینا نشست، انگار زمان برای تمام آن پن...

Between Sleep and Breath

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_16فصل هشتم | فق...

معامله p4جونگ‌کوک ناگهان احساس کرد گرمای عجیبی در گردنش پیچی...

بقیه ی بقیه ش بازم با هشدار🌝ساسکه لب های او را با حالتی بین ...

*جبهۀ آرام*محمد فدائی و پدرام کاویاندر سیاست، همیشه آن‌کس که...

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

پارت: 5 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گس قهوه جوشیده، وانیل ...

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط