{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح رفتم واسه صبحانه پنیر بگیرم . . .

صبح رفتم واسه صبحانه پنیر بگیرم . . .
به فروشنده میگم اندازه 5 هزار تومن پنیر می خوام
یه تیکه کوچولو گذاشت رو ترازو
گذاشتم دهنم، گفتم بدک نیستش از همین بدین
برگشته میگه: همین بود دیگه خوردیش
خدا این ارزونی رو از ما نگیر 😶
دیدگاه ها (۱۱۱)

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

عاشقم باش Part 50

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟖ویو جونگکوکمامان و عمو یونگ هو رفته بو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۰ات دست نامی و گرفت نشوند رو تخت ات: نامی من واقعا دوست...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

part 34& واقعا بگم؟نامجون« آره »&یعنی...اگه بگم دعوام نمیکنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط