{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی درخواستی تهیونگ

چندپارتی درخواستی تهیونگ
p⁸
داشتیم حرف می‌زدیم که یهو تهیونگ جلوم زانو زد
تهیونگ:با من ازدواج میکنی
ات:چییی
تهیونگ:گلارو بریزین
ات:گل؟؟
ویو ات
سرمو چرخوندم به سمتی که تهیونگ اشاره کرد گل ها از بالای سرمون می‌ریخت خیلی قشنگ بود و چون یه حس هایی نسبت به تهیونگ داشتم گفتم..
ات:بببللهههه
تهیونگ ات و بغل کرد و توی هوا چرخوند لباشو بوسید و گذاشتش زمین که ناگهان...
..............................................................
بسه همین قدر🤣🤣
یکم فشار بخورین
حمایت: انرژی و انگیزه برای پارت های دیگه ♥️
دیدگاه ها (۱۰)

چندپارتی درخواستی تهیونگ p⁹که ناگهان گوشی تهیونگ زنگ خورد ته...

چندپارتی درخواستی تهیونگ p¹⁰دکتر: متاسفم تهیونگ:چراا مگه چیش...

چندپارتی درخواستی تهیونگ p⁷(اسلاید دوم ات سوم تهیونگ بعدیا ا...

چندپارتی درخواستی تهیونگp⁶تهیونگ:نه..ولی بهتر نیس یه فرصتی ب...

part.53.شوگا..نامجونو سه هو.._..مبارکه ..جین..چرا..+..وقتی ر...

part.59(صبح)*چشامو بازو کردم لخت زیر پتو تو بغلش بودم اونم ل...

part .59.(صبح)*چشامو بازو کردم لخت زیر پتو تو بغلش بودم اونم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط