{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کودکی همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است

از کودکی همیشه فکر میکردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است.
نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم:
روانپزشک گفت: "فقط یک سال هفته‌ای سه روز جلسه ای 50 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.

شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید، "چرا نیومدی؟"
گفتم، "خُوب، جلسه‌ای پنجاه دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. و حالا خوشحالم که اون پول رو پس‌انداز کردم و یه ماشین نو خریدم."
پزشک با تعجّب گفت، "عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟"
گفتم: "به من گفت اگه پایه‌های تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمی‌تونه زیر تختت قایم بشه!"

برای هر تصمیم گیری و کاری شتاب نکنیم و به راه حل های مختلفی بیندیشیم ...
دیدگاه ها (۱)

لحظه شفاف صبح،بازی سرخوشانه گنجشک ها، خواب را از سر کاج ها م...

صبح هاملودی لبخنداز لحظه هامی باردلباس آرامش بپوشچترِ فلسفه ...

گاهی برو...گاهی بمانگاهی بخند...گاهی گریه کنگاهی قدم بزن...گ...

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشهکه در...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_4ویو میراواقعا چه ربطی به...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_4ویو میراواقعا چه ربطی به...

معامله p16جونگ‌کوک انگشت‌هایش را آرام روی ملحفه کشید.«دردم خ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:2اگر کمی دیگر طول می‌کشید ممکن بود قلب ...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

P1چراغ قوه رو روشن کردم((۵ شرور، قصه ای که توی همه کتابای کم...

...قانون خشونت...

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط