Slave Season Part
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۰
هویون با بدبختی به پایش نگاه کرد تقریباً رون پایش زخمی شده بود شلوار جین تنگ و خیسش کمک نمیکرد تا از این وضعیت در بیاد
هویون با بیحالی زمزمه کرد : من نمیتونم همچین کاری بکنم
جیمین با کلافگی درحالیکه از روی تخت بلند میشد زیر لب با خودش زمزمه کرد : از دست این خجالت های بیجای دخترا..
به سمته پاکتی که چیانگ بهش داده بود رفت
تیشرت سفید رنگی با طرح گل قرمز رو برداشت چپ و راستش کرد قشنگ بود به سوی هویون رفت و گذاشت جلوش : زود بپوش من میرم سرویس
همینکه جیمین وارده سرویس بهداشتی شد
بار دیگری بغض راه گلویش را گرفت چطوری میتوانست انقدر بدجنس باشه وقتی تمام این اتفاقات تقصیره خودش بود،
هویون به سختی از روی تخت پایین رفت ابتدا چکمه هایش را کشید
و کت جیر دار قهوه ایش را در آورد همراه بلیز آبی رنگش ....
صدای جیمین را از پشته درب شنید : تموم نشد
هویون با بی حالی و درد پایش تنها همان تیشرتی سفید رنگ را که تا زیره باسنش میرسید به تن کرد همان دقیقه که بر روی تخت نشست
جیمین وارده اتاق شد و به سوی هویون آمد
هیچ کدومشون سخنی نمیگفتند چرا که بعد از بحث امشب حوصله حرف زدن نداشتند
جیمین روی تخت نشست و بی حوصله بدو نگاه کردن بهش گفت : پاتو بزار اینجا
اشاره ای به پاهایش کرد هویون به قدری خسته و درمانده بود تا مقاومت کند پس بدون هیچ حرفی پایش را به سختی روی پاهای جیمین گذاشت
با هر نگاه جیمین روی پوست برهنه اش قرمز میشد
جیمین زبانش را لای دندون هایش گرفت و به آرامی پای دختر آسیب دیده را لمس کرد .. بعد از برخورد دست گرم جیمین روی پوست برهنه اش مورمور شدن را توی تمام بدنش حس کرد
در تمام مدت جیمین که پایش را درمان میکرد هیچ سخنی گفته نشد
و صدای نفس های بیشمار و پی در پی هویون برای درد پایش سکوت اتاق را میشکست هویون به انگشت های رنگ پریده جیمین نگاه کرد
چرا استرس و اضطرابی در چشم هایش دیده میشد
چرا که او به شدت نگران و دست پاچه بود
بلاخره درمان پای هویون تموم شد و جیمین جعبه را کنار گذاشت و نگاهی به صورت معصوم عشقش کرد و با آهن ملایمی و نگاهی که پایش بود لب زد : خوب الان بهتری
هویون با بدبختی به پایش نگاه کرد تقریباً رون پایش زخمی شده بود شلوار جین تنگ و خیسش کمک نمیکرد تا از این وضعیت در بیاد
هویون با بیحالی زمزمه کرد : من نمیتونم همچین کاری بکنم
جیمین با کلافگی درحالیکه از روی تخت بلند میشد زیر لب با خودش زمزمه کرد : از دست این خجالت های بیجای دخترا..
به سمته پاکتی که چیانگ بهش داده بود رفت
تیشرت سفید رنگی با طرح گل قرمز رو برداشت چپ و راستش کرد قشنگ بود به سوی هویون رفت و گذاشت جلوش : زود بپوش من میرم سرویس
همینکه جیمین وارده سرویس بهداشتی شد
بار دیگری بغض راه گلویش را گرفت چطوری میتوانست انقدر بدجنس باشه وقتی تمام این اتفاقات تقصیره خودش بود،
هویون به سختی از روی تخت پایین رفت ابتدا چکمه هایش را کشید
و کت جیر دار قهوه ایش را در آورد همراه بلیز آبی رنگش ....
صدای جیمین را از پشته درب شنید : تموم نشد
هویون با بی حالی و درد پایش تنها همان تیشرتی سفید رنگ را که تا زیره باسنش میرسید به تن کرد همان دقیقه که بر روی تخت نشست
جیمین وارده اتاق شد و به سوی هویون آمد
هیچ کدومشون سخنی نمیگفتند چرا که بعد از بحث امشب حوصله حرف زدن نداشتند
جیمین روی تخت نشست و بی حوصله بدو نگاه کردن بهش گفت : پاتو بزار اینجا
اشاره ای به پاهایش کرد هویون به قدری خسته و درمانده بود تا مقاومت کند پس بدون هیچ حرفی پایش را به سختی روی پاهای جیمین گذاشت
با هر نگاه جیمین روی پوست برهنه اش قرمز میشد
جیمین زبانش را لای دندون هایش گرفت و به آرامی پای دختر آسیب دیده را لمس کرد .. بعد از برخورد دست گرم جیمین روی پوست برهنه اش مورمور شدن را توی تمام بدنش حس کرد
در تمام مدت جیمین که پایش را درمان میکرد هیچ سخنی گفته نشد
و صدای نفس های بیشمار و پی در پی هویون برای درد پایش سکوت اتاق را میشکست هویون به انگشت های رنگ پریده جیمین نگاه کرد
چرا استرس و اضطرابی در چشم هایش دیده میشد
چرا که او به شدت نگران و دست پاچه بود
بلاخره درمان پای هویون تموم شد و جیمین جعبه را کنار گذاشت و نگاهی به صورت معصوم عشقش کرد و با آهن ملایمی و نگاهی که پایش بود لب زد : خوب الان بهتری
- ۲.۹k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط