Slave Season Part
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۹۹
جیمین بدون توجه به چشم هایش اشکی و لبانش که به خاطر بغض میلرزیدن فشار بیشتری روی مچ دست هایش آورد : اگه لازم باشه توی این اتاق حبست میکنم این کارو هم میکنم بهتره عصبیم نکنی پارک هویون
هویون لبانش را روهم فشرد میتونست نفس های گرم جیمین را که بخاطر خشم سنگین تر شده بودند را روی صورتش حس کنه
تقریباً زیر لب گفت : ازت متنفرم
جیمین سرش را جلو برد و به گونه ای که لبانش گوش دختر را لمس کند زمزمه کرد : پس کاری نکن که باعث بشم بیشتر از این ازم متنفر بشی خواهش میکنم
هویون با احساس فشار بیشتر رو مچ دست هایش دندون هایش را روی یکدیگر فشرد جیمین پر خشم توی گوشش زمزمه کرد : فهمیدی پارک هویون اگه عصبانیم کنی اتفاق بدی میافته سعی کن دختر خوبی باشی
تا باهم کنار بیاییم
هویون پر درد زمزمه کرد : عوضی کسافت
جیمین با پوزخندی گفت : وقتی فحش میدی ناز تر میشی اما این قرار نیست اجازه بدم ازم فرار کنی
هویون بخاطر فشاری که روی استخوان های مچ دستش آمد اخی از میان لب هایش بیرون شد اما جیمین فشار دستش را روی مچ های اون کم نکرد
جیمین توی صورت بغضیش نگاه کرد : شجاعت همیشه به دردت نمیخوره اونم جلوی من چون کسی که باید براش گارد بگیری من نیستم کسیه که باعث شد ترکت کنم
هویون پلک هایش را روهم فشرد قطرات اشک روی گونه اش چکید
جیمین مچ دست های او را رها کرد همین کارش باعث شد دختر روی پاهایش فرود بیاد اما جیمین تند دستش را روی کمرش حلقه کرد و به خودش نزدیکش کرد مچ دست های هویون میلرزیدن جیمین با بردن دستش زیره زانو هایش او را از روی زمین بلند کرد و به سمته تخت رفت
و آروم روی تخت گذاشتش هویون سخت به تاجه تخت تکیه داد
درحالی نبود که با جیمین بحثش را ادامه بده
جیمین در کنارش نشست و با بیحوصلگی گفت : شلوارتو در بیار
چشم هایش بغضی هویون گرد شدن و لپ هایش قرمز شدن با صدای لرزونی نجوا کرد : چی.. نه
جیمین اخم کرد : پس چطوری پاتو درمان کنم
جیمین بدون توجه به چشم هایش اشکی و لبانش که به خاطر بغض میلرزیدن فشار بیشتری روی مچ دست هایش آورد : اگه لازم باشه توی این اتاق حبست میکنم این کارو هم میکنم بهتره عصبیم نکنی پارک هویون
هویون لبانش را روهم فشرد میتونست نفس های گرم جیمین را که بخاطر خشم سنگین تر شده بودند را روی صورتش حس کنه
تقریباً زیر لب گفت : ازت متنفرم
جیمین سرش را جلو برد و به گونه ای که لبانش گوش دختر را لمس کند زمزمه کرد : پس کاری نکن که باعث بشم بیشتر از این ازم متنفر بشی خواهش میکنم
هویون با احساس فشار بیشتر رو مچ دست هایش دندون هایش را روی یکدیگر فشرد جیمین پر خشم توی گوشش زمزمه کرد : فهمیدی پارک هویون اگه عصبانیم کنی اتفاق بدی میافته سعی کن دختر خوبی باشی
تا باهم کنار بیاییم
هویون پر درد زمزمه کرد : عوضی کسافت
جیمین با پوزخندی گفت : وقتی فحش میدی ناز تر میشی اما این قرار نیست اجازه بدم ازم فرار کنی
هویون بخاطر فشاری که روی استخوان های مچ دستش آمد اخی از میان لب هایش بیرون شد اما جیمین فشار دستش را روی مچ های اون کم نکرد
جیمین توی صورت بغضیش نگاه کرد : شجاعت همیشه به دردت نمیخوره اونم جلوی من چون کسی که باید براش گارد بگیری من نیستم کسیه که باعث شد ترکت کنم
هویون پلک هایش را روهم فشرد قطرات اشک روی گونه اش چکید
جیمین مچ دست های او را رها کرد همین کارش باعث شد دختر روی پاهایش فرود بیاد اما جیمین تند دستش را روی کمرش حلقه کرد و به خودش نزدیکش کرد مچ دست های هویون میلرزیدن جیمین با بردن دستش زیره زانو هایش او را از روی زمین بلند کرد و به سمته تخت رفت
و آروم روی تخت گذاشتش هویون سخت به تاجه تخت تکیه داد
درحالی نبود که با جیمین بحثش را ادامه بده
جیمین در کنارش نشست و با بیحوصلگی گفت : شلوارتو در بیار
چشم هایش بغضی هویون گرد شدن و لپ هایش قرمز شدن با صدای لرزونی نجوا کرد : چی.. نه
جیمین اخم کرد : پس چطوری پاتو درمان کنم
- ۲.۸k
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط