ویو جیا

ویو جیا
یدفعه با سرعت پریدم بقل تهیونگگگگ
سفط بقلش کرده بودممم
کوک: هعی فسقلی بیا اینور
کوک منو کشید که افتادم رو پاش
ویو کوک
حیارو کشیدم که افتاد رو پام و ... ارع همونجا واقعا یجور حس یجوری بودم حسش عجیب بود احسلس میکر م نزدیکه جیا رو جر بدم
ولی اون با خوشحالی ب تهیونگ نگا میکرد
جیا: مممنونن
ته: چرا برا همچین چییزی انقدر ذوق کردی ( سرد که چشش خودد ب حونگ کوک )
ویو ته
ب موقعیت جیا و جونگ کوک نگا کردم که جونگ کوک چشاش چهار تا شده بود
و کمی قرمز
با حالت صورتش میتونستم بفهمم چه حسی داره ونفس کشیدن براش سخته
سریع پا شدمو
دست جیارو کشیدم از رو پای جونگ ککک بیاد پایین جیا هم عین خیالش نبود جیا امد برگرده که جونگ کوک ببینه
ولی اگه میدید تمام غرور جونگ کوک ب باد رفته بود همین خواست برگرده کشیدمش تو بقلم
نه: میدونم خیلی ازم ممنونی
جونگ کوک از ایم وضعیت استفاده کردو رفت بیرون از عمارت داخل حیاط
دیدگاه ها (۳۲)

ویو جونگ کوک اگه جیا منو میدید چه حالیم ابهتم ب باد میرفت یک...

ویو جیا خب وقتی گف پنجررو بسته باور کردم ولی بد از حرکت اخرش...

ویو جیا کوک: ولی لونا خیلی جدی گرفته بودو وقتی میدید تهیونگ ...

ویو جیا جیا: حقشهه دختره نکبتت تهیونگ دستشو از جلو صورت کوک ...

آبنبات تلخ

paet 18"ویو ا.ت"هوا دیگه رو به تاریکی بود و من نمیدونم دلیل ...

#درخواستی چند شاتیPart: ³ویو کوکلباسارو پوشیدیم من استرس داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط