{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احتمالات زندگی میکنم

احتمالات زندگی میکنم


و جبر را جدی نمیگیرم



مثلا احتمال اینکه برگردی کم است


اما ، خب من مردی سر به هوا هستم


و از آسمان به این بزرگی ، انتظار زیادی دارم


روزی که رفتی ، یک روز بارانی بود


و چقدر دوست دارم


یک روز بارانی دیگر ، برگردی


و زیر چترت مرا جدی بگیری !


باور کن احتمال اینکه در سطرهای بعدی


زیر باران منتظرت بمانم کم است


می زنم زیر گریه ، زیر همه چیز !


اصلا می دانی ؟



دلم می خواهد به همه بگویم



سال هاست اشتباه کرده اید ‍!


این " زن " بود که در زیر باران آمد !
دیدگاه ها (۱)

دست های چه کسیاسراف می شوی تواکنون که منبه ذره ذره ات محتاجم

شهر یکپارچه در انتظار امام زمان استو حال و هوایی امام زمانی ...

حافظ هماز من کلافه است !بس کهآمدنت را فال گرفتم !به نیت وصال...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ. ֗⭑⏝ꞌꞋ.راز ک‍ ‍اپ کیک آخر ๋ ̟ ࣪بعضی...

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

پارت ۱۹ — چند روز در روستایونگی مجبور شد چند روز در روستا بم...

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۲۰ چند روز از آن شب بارانی گذشته بود.رابطه‌ی من و تهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط