گناهکارمن

#گناهکار_من🎀
#پارت_بیست_و_پنجم
ات:ح..حالا چیکار کنیم
عسل:وایسا من از پنجره ببینم کیه
رفت نگاه کرد دید یه آدم با ماسک ترسناک وایساده و به پنجره زل زده
عسل جیغ کشید*
عسل:وای خداااا این کیههه سریع پنجره رو بست
ات:چ...چی شده عسللل
لیا:جیغغغغغ ا...ا....ا (زبونش نچرخید بگه)
ات:واییی قلبم افتاد تو شرتم بگو دیگههه
برگشت پنجره رو نگاه کرد
ات:ای.ایننن کیهههه واییی
پرید بغل عسل لیا هم اومد بغلشون*
لیا شروع کرد به گریه کردن*
لیا:هیق م..من هیق میترسممم
ات:منممم
عسل:چیزه آ...آروم باشین چیزی نیس
یهو برقا رفت*
همشون جیغ کشیدن*
چند نفر درو شکوندن و اومدن داخل خونه*
دست و پا و دهن عسل و لیا و ات رو بستن و بردنشون تو ماشین
پرش به شرکت*
هوپی و یونگی و تهیونگ وارد شرکت شدن*
شوگا:اینجا چه خبرهه
جیهوپ:اینا کین؟
هیونجین:اینا آدمای اون مرتیکه ان ریختن تو شرکت
شوگا:پس خود اون مرتیکه کو؟(با داد)
هیونجین:نمیدونم با نصف آدماش رفت
تهیونگ:چیییی؟
جیهوپ:داداش نره پیش دخترااا
شوگا:د...د بدویینننن
هیونجین:اما خب اینارو چیکار کنیم؟
شوگا:این اسلحه رو بگیر همشونو بکش جرمش گردن من
سریع سوار ماشین شدن و به سمت خونه حرکت کرد*
دیدگاه ها (۰)

#گناهکار_من🎀#پارت_بیست_و_ششمسریع سوار ماشین شدن و به سمت خون...

ولی زیبایی شماها>>>🤏🏻🎀@a.a.a.18@languor@jung_sunshine @g.k.g...

#گناهکار_من🎀#پارت_بیست_و_چهارملیا:هورااااا عروسییی داریمممما...

#گناهکار_من🎀#پارت_بیست_و_سومات:بچه ها من استرس گرفتم حسم میگ...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔 کیوتا خیلی گشادیم میاد و به زور این...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

فیک مافیای سیاه من part 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط