{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت

قسمت۲۳:
_من دوست دارم من کسیو که دوست دارم آزار نمیدم....
اشکام بند اومد...
_اگه نمیشناختمت میگفتم خل شدی....
برگشتم چشاش چهار تا شد....
_ژووووون
_خفه
دستامو وا کردم...
پرید تو بغلم لپمو بوس کرد...
منم بوسش کردم...
غلت خوردیم....
سرمو گذاشتم رو سینش....
صدای قلبش عین لالایی برام بود دستمو حلقه کردم دورش اونم دستشو حلقه کرد دورم....
پتو رو کشیدم روم همونجور که روش بودم خوابم برد بیدار شدم دیدم هنوز در همون حالتیم...
صبح شده بود صدای گنجشکا روح آدمو نوازش میکرد نسیم از پنجره اومد تو موهامو نوازش کرد....._
رفتم لباسامو پوشیدم....
پرده هارو زدم کنار بکی مگه بیدار میشد؟
ده تا ماچ ازم گرفت تا پاشد اونم لباساشو پوشید....
_میخوای یه چیزی نشونت بدم؟
_اهوم...
دستمو گرفت از پنجره رفتیم رو سقف شیروونی...
نشستیم رو لبش....
این خوابگاهمون کنار ساحل بود و ویلایی....
سرمو گذاشتم رو شونش صورتمو نوازش کرد....
بهم چشمک زد پا شدیم رفتیم تو اتاق لباس ساحلی پوشیدیم همراه بچه ها دویدیم تو ساحل.....
نسیم گرم میومد و موهامو از صورتم کنار میزد..... رفتیم تو آب آب بازی کردیم ....
اومدیم کنار دریا با بکی زیر انداز انداختیم و نشستیم....
سلفی گرفتیم برا اینستا....
دستشو انداخت پشت گردنم..
خیره شدیم به دریا......
_بکی؟
_بله عشقم؟
_من میخوام به یه چیز اعتراف کنم...
_خب؟
_من از ده سالگیم اکسوال بودم....
چشاش شیش تاشد
_واقعا؟
_اوهوم....
یعنی دوازده ساله اکسوالی؟
_اوهوم....
_خخخخخخخ
وقت ناهار شد .....
بک:من گشنمهههههه....
رفتیم خونه ....
سوهو:ناهار نداریم ......
من:اونش بامن
سارا:میخوای چیکار کنی؟
_قرمه سبزیو هستی؟
_هستم....
خلاصه قرمه سبزیو پختیم رفتیم کنار ساحل سفره پهن کردیم.....
دیدگاه ها (۱)

قسمت۲۴:چان:این چه کوفتیه؟دی او بهش اخم کرد اونم سرشو انداخت ...

قسمت۲۵:_ببخشید که سرت داد زدم من واقعا معذرت میخوام....جوابش...

قسمت۲۰:سارا هم تو بغل سهون بود....بکی هم نیشش تا بیخ گوشش با...

قسمت ۱۸:برگشتیم دادگاه رضایت دادیم دیه هم نخواستیم ولی قرار ...

بیب من برمیگردمپارت : 110از دامپزشکی اومدیم بیرون جونگکوک خی...

P. 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط