{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم اینجا چقدر مهربانند ;

مردم اینجا چقدر مهربانند ;
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند , دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند . خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . . .
روزگار جالبیست،مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید!

( زنده یاد حسین پناهی).
دیدگاه ها (۱)

چطوره؟؟؟؟؟

بفرمایید شام.

ًچه زیبا میگوید نلسون ماندلا:ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟!"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾ...

زندگی پیداکردن خودتان نیست زندگی خلق خودتان است...بسیار مراق...

مردم این دیار چقدر مهربانند !دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخ...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

( زنده یاد حسین پناهی) مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ن...

‏ مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخت...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند!دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط