استاد من
🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁴⁷
فقط منو کوک موندیم
کوک:بریم بیرون ؟
سلین: الان عامممم باشه بریم
کوک تا یک ماه دیگ اینجا بمونیم باشه؟
کوک:باشهههه
و رفتیم هوا خیلی گرم بود با اینکه اینجا آمریکاست بازم هوا گرمه
کوک:خب خانم خانوما چخبر
سلین :ممنونم تو چخبر
کوک یه سوال داشتم
کوک:هوم
سیلن :نامزد قبلی داشتی ؟
کوک:عامممم آره
سلین :نمیخوام راجبش بشنوم
کوک:اوکی
فلش بک به یکسال بعد
ویو سلین 🤫
امروز دانشگاهم تموم شد و منم مدرک پزشکیم رو گرفتم و تصمیم گرفتم که به دکتر بشم یه روانپزشک کودکان
امروز هم منو کوک ازدواج میکنیم منم خونم بودم داشتم با جویی و بابام و سونا حرف میزدم اون تازه هفته ی قبل از آمریکا اومده بودن
سونا ¹ سالش شده بود و کیوت تر شده بود
توی این مدت همش یونا و کوک کنارم بودن
و الآنم میخواستم برم خرید
صبح زود از خواب بیدار شدم
رفتم حموم و موهام رو خشک کردم و یه لباس بیرونی پوشیدم
و رفتم پایین
سلین :صبحتون بخیر
سونا:صبح بخیر آبجی (لحن کیوت )
سلین :صبح شما هم بخیر عزیزم
از اونجایی که سونا زیاد بلد نبود حرف بزنه
مثلا بعضی از کلمات رو اشتباه میگفت
جویی:صبحتون بخیر عروس خانم
پدر:صبحت بخیر عزیزم
جئون بیرون منتظرته
سلین :عه اومده ؟
من برم دیگ خدا حافظ
کوک:سلام عروس خانوم
سلین:سلام آقا داماد
و راه افتادیم بعد از چند ساعت منم رفتم آرایشگاه
یک. ساعت بعد
آخی آرایشم تموم شد
ادامه دارد
نظر بدیدددد
بچه ها من احتمالاً شنبه میرم مسافرت شاید شنبه برم شایدم یه روز دیگ برم
به هر حال اگه نبودم بدونید مسافرتم🍄🎀
پارت⁴⁷
فقط منو کوک موندیم
کوک:بریم بیرون ؟
سلین: الان عامممم باشه بریم
کوک تا یک ماه دیگ اینجا بمونیم باشه؟
کوک:باشهههه
و رفتیم هوا خیلی گرم بود با اینکه اینجا آمریکاست بازم هوا گرمه
کوک:خب خانم خانوما چخبر
سلین :ممنونم تو چخبر
کوک یه سوال داشتم
کوک:هوم
سیلن :نامزد قبلی داشتی ؟
کوک:عامممم آره
سلین :نمیخوام راجبش بشنوم
کوک:اوکی
فلش بک به یکسال بعد
ویو سلین 🤫
امروز دانشگاهم تموم شد و منم مدرک پزشکیم رو گرفتم و تصمیم گرفتم که به دکتر بشم یه روانپزشک کودکان
امروز هم منو کوک ازدواج میکنیم منم خونم بودم داشتم با جویی و بابام و سونا حرف میزدم اون تازه هفته ی قبل از آمریکا اومده بودن
سونا ¹ سالش شده بود و کیوت تر شده بود
توی این مدت همش یونا و کوک کنارم بودن
و الآنم میخواستم برم خرید
صبح زود از خواب بیدار شدم
رفتم حموم و موهام رو خشک کردم و یه لباس بیرونی پوشیدم
و رفتم پایین
سلین :صبحتون بخیر
سونا:صبح بخیر آبجی (لحن کیوت )
سلین :صبح شما هم بخیر عزیزم
از اونجایی که سونا زیاد بلد نبود حرف بزنه
مثلا بعضی از کلمات رو اشتباه میگفت
جویی:صبحتون بخیر عروس خانم
پدر:صبحت بخیر عزیزم
جئون بیرون منتظرته
سلین :عه اومده ؟
من برم دیگ خدا حافظ
کوک:سلام عروس خانوم
سلین:سلام آقا داماد
و راه افتادیم بعد از چند ساعت منم رفتم آرایشگاه
یک. ساعت بعد
آخی آرایشم تموم شد
ادامه دارد
نظر بدیدددد
بچه ها من احتمالاً شنبه میرم مسافرت شاید شنبه برم شایدم یه روز دیگ برم
به هر حال اگه نبودم بدونید مسافرتم🍄🎀
- ۱۲.۶k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط