{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:2

part:2
که یهو یونا زنگ زد از سر عصبانیت جواب دادم
یونا:سلام ددی کجایی (عشوه)
ته:سلام به تو ربطی نداره منو تو دیگه باهم نسبتی نداریم هرزه(سرد)

بعد قطع کرد و به ات زنگ زد ولی جواب نداد

ویو ات
تو خیایونا قدم میزدم شب بود که یهو یه نور سفید دیدم و بعد سیاهی

ته ویو
تو خونه داشتم همینجوری مشروب میخوردم به ورقه طلاق نگا میکردم که گوشیم زنگ خورد
ات بود
پوزخند زدم جواب دادم

ته:به به ات خانم....
؟:سللم اقا صاحب گوشی تصادف کرده لطفا سریع بیاید به این ادرس....
ته:چیی.چیی ب..با.باشه ادرس و واسم بفرس سریعع
قطع کرد

۱۰ مین بعد
ویو بیمارستان
ته:س..سلام اتاق کیم ات کجاسس
پ(پرستار:امم یلحظه
ته:لطفا سریع
پ:تو اتاق عمل هستن طبقه دوم
ته:ا..اها م.مرسی
سریع دویدم طبقه دوم دنبال اتاق عمل بودم اها دیدمشش
نشستم سر صندلی سرمو با دستام گرفتم همش به خودم لعنت میفرستادم که چرا با ات قشنگم این کارو کردم.
که یهو دکتر از اتاق عمل اومد بیرون
(دکتر رو با دک نشون میدم)
دک:همراه خانم ات کی هستن
ته:من منم حالشون چطوره
دک:حال خانم ات خوبه ولی....

بچه ها ادامشو فردا میزارم الان نمیتونم
دیدگاه ها (۲)

part:3دک:خانم ات خوبن ولی بچه از دست رفتهته:ممنون چی..چی بچه...

پارت ۴که یهو گوشیه ته زنگ خورد یونا نوشته بود ته تو بقلم خوا...

part:1یه چندروزیه تهیونگ بام خیلی سرد رفتار میکنه احساس میکن...

میخوام فیکو ننویسم دیگه چن تا ایده بدید از کدوم اعضا فیک بنو...

فیکYou are realویو ات ساعت یک شده ولی چرا از جونگکوک خبری نی...

پارت ۲شروعویو ته خواست بهش سیلی بزن که نزاشتم وقتی گفتم اموا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط