╭────────╮

╭────────╮
‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭
╰────────╯
نقطــه‌ضـعـف⁷
میخواستم محکم بزنم توی دهنش ولی حیف که نمیشد.
با اومدن معلم سر جاش نشست و چشمکی زد.
هوفی کشیدم و کلافه روی صندلی نشستم.
بعد از تموم شدن کلاس سریع هیوک کنارم نشست،دستشو کشید رو موهام و گفت:نظرت چیه باهم نهار بخوریم
دستشو پس زدم و گفتم:فکرشم نکن
گوشیشو از جیبش در آورد و گفت:خودت خواستی
گوشی رو از دستش کشیدم و گفتم:باشه
فقط یه نهار ساده‌ست دیگه..باهاش میرم.
توی یه رستوران عادی نشستیم و سفارش دادیم.
هیوک لبخندی زد و گفت:می‌دونستی خیلی خوشبختی که داری با جانگ هیوک نهار میخوری
چشم غره ای بهش رفتم و گفتم:میشه دهنتو ببندی،قرار بود فقط باهم نهار بخوریم
بلاخره غذا رو خوردیم و بلند شدیم،هیوک غذا رو حساب کرد و رفتیم بیرون.
میخواستم برم که یهو دستمو گرفت و گفت:چقدر بی احساسی،نمیخوای با دوست پسرت خداحافظی کنی؟
با حرس گفتم:خداحافظ،راضی شدی؟
و بعد دستمو از توی دستش کشیدم.
نیشخندی زد و رفت.
چند قدمی از رستوران دور شده بودم که یهو چشمم خورد به همون مردی که دیشب دیدم.
زل زده بود بهم،سعی کردم وانمود کنم نمی‌شناسمش و به راهم ادامه بدم که گفت:پس دوست پسرم داری
چشمام گرد شدن.
اون..اون الان چی گفت؟
برگشتم و گفتم:ببخشید؟
دستی توی موهاش کشید و گفت:مگه دیشب بهم قول ندادی با من ازدواج می‌کنی!...

#فیک#رمان#جیمین#بی_تی_اس#نقطه_ضعف#وی#تهیونگ#جونگکوک#شوگا#نامجون#جی_هوپ#جین#سناریو
دیدگاه ها (۳۱)

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

کپشنن💘😫عروسک من😈🔞پارت هفتاد و چهار گونه امو نوازش کرد و لب ب...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

کپشنننننن گلیاا🎀😈عروسک من😈🔞پارت پنجاه و دو +اره خوب مگه میشه...

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 226♡⁠。⁠)⁩با شرم...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۴خندیدم و دستمو سمت موهاش بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط