Part
Part:125
هانی : ننه اسمش چقد عجیبه
لارا ؛ چقد حق گفتی دختر
کوک : میریم دیگه؟
تهیونگ : معلومه
لارا ؛ تو کوک میرین
تهیونگ : نه
کوک : یعنی چی
تخیونگ : منو لارا میریم
کوک : هعی داری منو میفروشی؟؟
تهیونگ : پلشت تو میخوای وسط اونجا با من برقصی زنم بشی آخه
کوک : عااااا خب پس من چیکار کنم
تهبونگ ؛ تو میای ولی نه با اسمو تیپ کوک نه با مشخصات و قیافه یکی دیگه
کوک : پ هانی چی
تهیونگ : آها هانی مهم ترین بخش منو تو با لارا باید وانمود کنیم که داریم از پشت به کوک خنجر میزنیم همون خیانت تو انگار داری به کوک خیانت میکنی اونم با هانگ چو منو لارام باهم هستیم
کوک ؛ هانگ چو منم دیگه
تهیونگ ؛ عاره پسر
لارا : خب حالا چی بشه
تهیونگ : همممم پسپترینش به من
کوک : یعنی چیییییی
تهیونگ : اصکل اینجوری فکر میکنن منو تو دیگه مثل قبل نیستیم و گاردشونو میارن پایین
کوک ؛ اونو که گرفتم ولی اگه لو بریم چی
تهیونگ : ننه همو میگاییم خب فرار میکنیم دیگه
کوک ؛ حله ولی چرا الان گفتی
تهیونگ ؛ چون مهمونی امشبه
بقیه: چیییییی
تهیونگ : چیکار کنم یادم رفت خو
لارا : تهیونگ خاک تو سرت کن دیگه خب
هانی ؛ خاک تو سرم
کوک ؛ پاشید پاشید بریم خونه حداقل آماده شیم
تهیونگ ؛ اوکی بریم
ویو الکس
الکس : پس اونام دعوت شدن به مهمونی عاره
فرد ۱ ؛ بله قربان
الکس ؛ پس مام میریم
فرد ۳ ؛ قربان واسه چی میخواین برین
الکس : یکم از نمایش لذت ببرم
فرد ۲ : چشم
الکس ؛ اوکی لباسامو بیارین امشب کار داریم
ویو عمارت
سوبین : مامان به خدا جون برام نموندهههه
لورا : آه خانوم بزرگ جون چه کاریه آخهههه
مادرته : خفه شین خفههه تمیز کنین
زینگ زینگ
آجوما : من باز میکنم
هانی : بدو بدو الان دیر میشه
لارا : باشهههع
تهیونگ : کوک تو کارت خیلی طول میکشع بدو برو
کوک ؛ حله
سوبین ؛ چخبره اینجا
تهیونگ : یه جلسه کاریه مهمه
سوبین : یع لحظه ساعت واییییییی دیرم میشه من باید برم
تهیونگ : کجا؟
سوبین : خب به یه مهمونی بزرگگگگگ دعوتم شما کجا (الکس و سوبین باهم میرن)
تهیونگ : ما ما میریم گفتم که جلسه
سوبین ؛ اوکی من رفتم
چند دقیقه بعد
سوبین : من رفتم
آجوما : چقد سریع
لورا : چقد خشگل شده بود
تهیونگ : آخ منم تموم کردم سوبین کو دیدم اومد پایین
مادرته ؛ رفت
مادرته : چرا به سوبین همه چیزو نگفتی
تهیونگ ؛ بهتره ندونه میترسم بیاد
لارا و هانی : ما آماده ایم
کوک : هلو دوستان
تهژونگ ؛ کوک تویی پشمام
هانی ؛ کوک چیه هانگ چو عزیزمه
لارا : واووووو هانگ چو داداشم
کوک : بریمممم عه یوبین رفت
هانی : چه زود
تهیونگ : همون خوبه
کوک : اوک بریم سوار شیم
هانی : ننه اسمش چقد عجیبه
لارا ؛ چقد حق گفتی دختر
کوک : میریم دیگه؟
تهیونگ : معلومه
لارا ؛ تو کوک میرین
تهیونگ : نه
کوک : یعنی چی
تخیونگ : منو لارا میریم
کوک : هعی داری منو میفروشی؟؟
تهیونگ : پلشت تو میخوای وسط اونجا با من برقصی زنم بشی آخه
کوک : عااااا خب پس من چیکار کنم
تهبونگ ؛ تو میای ولی نه با اسمو تیپ کوک نه با مشخصات و قیافه یکی دیگه
کوک : پ هانی چی
تهیونگ : آها هانی مهم ترین بخش منو تو با لارا باید وانمود کنیم که داریم از پشت به کوک خنجر میزنیم همون خیانت تو انگار داری به کوک خیانت میکنی اونم با هانگ چو منو لارام باهم هستیم
کوک ؛ هانگ چو منم دیگه
تهیونگ ؛ عاره پسر
لارا : خب حالا چی بشه
تهیونگ : همممم پسپترینش به من
کوک : یعنی چیییییی
تهیونگ : اصکل اینجوری فکر میکنن منو تو دیگه مثل قبل نیستیم و گاردشونو میارن پایین
کوک ؛ اونو که گرفتم ولی اگه لو بریم چی
تهیونگ : ننه همو میگاییم خب فرار میکنیم دیگه
کوک ؛ حله ولی چرا الان گفتی
تهیونگ ؛ چون مهمونی امشبه
بقیه: چیییییی
تهیونگ : چیکار کنم یادم رفت خو
لارا : تهیونگ خاک تو سرت کن دیگه خب
هانی ؛ خاک تو سرم
کوک ؛ پاشید پاشید بریم خونه حداقل آماده شیم
تهیونگ ؛ اوکی بریم
ویو الکس
الکس : پس اونام دعوت شدن به مهمونی عاره
فرد ۱ ؛ بله قربان
الکس ؛ پس مام میریم
فرد ۳ ؛ قربان واسه چی میخواین برین
الکس : یکم از نمایش لذت ببرم
فرد ۲ : چشم
الکس ؛ اوکی لباسامو بیارین امشب کار داریم
ویو عمارت
سوبین : مامان به خدا جون برام نموندهههه
لورا : آه خانوم بزرگ جون چه کاریه آخهههه
مادرته : خفه شین خفههه تمیز کنین
زینگ زینگ
آجوما : من باز میکنم
هانی : بدو بدو الان دیر میشه
لارا : باشهههع
تهیونگ : کوک تو کارت خیلی طول میکشع بدو برو
کوک ؛ حله
سوبین ؛ چخبره اینجا
تهیونگ : یه جلسه کاریه مهمه
سوبین : یع لحظه ساعت واییییییی دیرم میشه من باید برم
تهیونگ : کجا؟
سوبین : خب به یه مهمونی بزرگگگگگ دعوتم شما کجا (الکس و سوبین باهم میرن)
تهیونگ : ما ما میریم گفتم که جلسه
سوبین ؛ اوکی من رفتم
چند دقیقه بعد
سوبین : من رفتم
آجوما : چقد سریع
لورا : چقد خشگل شده بود
تهیونگ : آخ منم تموم کردم سوبین کو دیدم اومد پایین
مادرته ؛ رفت
مادرته : چرا به سوبین همه چیزو نگفتی
تهیونگ ؛ بهتره ندونه میترسم بیاد
لارا و هانی : ما آماده ایم
کوک : هلو دوستان
تهژونگ ؛ کوک تویی پشمام
هانی ؛ کوک چیه هانگ چو عزیزمه
لارا : واووووو هانگ چو داداشم
کوک : بریمممم عه یوبین رفت
هانی : چه زود
تهیونگ : همون خوبه
کوک : اوک بریم سوار شیم
- ۵.۸k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط