Part:126
Part:126
ویو الکس و سوبین
سوببن : الکسییییی
الکس : سلام خشگلم
سوبین : پیششششش راه بیوفت
الکس ؛ باشه باشع
الکس : سوبین
سوبین ؛ بله
الکس ؛ حس نمیکنی زیادی خشگل شدی اگه کسی ازت خوشش بیاد چی
سوبین : نمیاد نترس
الکس: کمتر خشگل کن خب
ژوبین ؛ اوففففف باشه حالا ولش این مهمونی چیه
الکس : آها خوب شد گفتی خشگلم این ماسکو بگیر
سوبین ؛ نقاب میزنیم؟
الکس : همه میزنن تا همدیگه رو نشناسنو راحت باشن
سوبین : عاوووو
الکس ؛ اینم بهت بگم از پیش خودم جم نمیخوری فهمیدی
سوبین ؛ خطرناکه
الکس ؛ یه کوچو-
ژپبین ؛ یسسسس بدنم یکم هیجان میخواست
الکس : آخ تازه اولشه خب ماسکتو بزن داریم میرسیم
سوبین ؛ حله
تهیونگ : اوکی بچه ها رسیدیم
کوک : بپرید پایین درو دافا
همه رفتن داخل
سوبین : الکس همه مافیا ها دعوتن
الکس : هوم
الکس : بزار به دوستان معرفیت کنم بچه سوبین دوست دخترم سوبین اینام جک و والتر هستن
سوبین : از آشنایی با شما خوشبختم
والتر ؛ همچنین
جک : هعی الکس ببین کی اومده
والتر ؛ پشمام کیم تهبونگه با زنش و اون دختره هانی ولی اون یکی کیه
تهیونگ : الکس
الکس ؛ واو کیم پرفکت شدی
تهیونگ ؛ بودم
لارا ؛ سلام
الکس ؛ درود لیدی جوان
هانی : اوم آقای الکس نباید تبعیض قائل شید
سوبین : پشمام ریخته بود اونا جون علامت داشتن میشناختنشون ولی مگه مگه نگفتن جلسه دارن چرا چرا به من نگفتن خب معلومه احمق اونا هنوز به تو اعتماد ندارن ولی این آشغال کیه هانی اونجوری چسبیده بهش کوک نیست ولی کیه یعنی دارن به کوک خی..خیانت میکنن
الکس : اوه لیدی هانی شما واقعا خاص شدین
هانی ؛ ممنون
الکس ؛ هعی کیم معرفی نمیکنی
تهیونگ : هانگ چو دوست پسر هانی
الکس ؛ یه لحظه کوک چی پس(متعجب)
تهیونگ ؛ هف اون دیگه به درد نمیخوره باید انداختش دور
الکس ؛ اوهو استراتژی جدیدته
تهیونگ : هوم خب الکس تو معرفی کن
الکس ؛ نامزدمه هانا
والتر؛ ولی
الکس؛ ( چشم غره)
تهیونگ ؛ خب باید برم کار دارم میبینمت
ویو الکس و سوبین
سوببن : الکسییییی
الکس : سلام خشگلم
سوبین : پیششششش راه بیوفت
الکس ؛ باشه باشع
الکس : سوبین
سوبین ؛ بله
الکس ؛ حس نمیکنی زیادی خشگل شدی اگه کسی ازت خوشش بیاد چی
سوبین : نمیاد نترس
الکس: کمتر خشگل کن خب
ژوبین ؛ اوففففف باشه حالا ولش این مهمونی چیه
الکس : آها خوب شد گفتی خشگلم این ماسکو بگیر
سوبین ؛ نقاب میزنیم؟
الکس : همه میزنن تا همدیگه رو نشناسنو راحت باشن
سوبین : عاوووو
الکس ؛ اینم بهت بگم از پیش خودم جم نمیخوری فهمیدی
سوبین ؛ خطرناکه
الکس ؛ یه کوچو-
ژپبین ؛ یسسسس بدنم یکم هیجان میخواست
الکس : آخ تازه اولشه خب ماسکتو بزن داریم میرسیم
سوبین ؛ حله
تهیونگ : اوکی بچه ها رسیدیم
کوک : بپرید پایین درو دافا
همه رفتن داخل
سوبین : الکس همه مافیا ها دعوتن
الکس : هوم
الکس : بزار به دوستان معرفیت کنم بچه سوبین دوست دخترم سوبین اینام جک و والتر هستن
سوبین : از آشنایی با شما خوشبختم
والتر ؛ همچنین
جک : هعی الکس ببین کی اومده
والتر ؛ پشمام کیم تهبونگه با زنش و اون دختره هانی ولی اون یکی کیه
تهیونگ : الکس
الکس ؛ واو کیم پرفکت شدی
تهیونگ ؛ بودم
لارا ؛ سلام
الکس ؛ درود لیدی جوان
هانی : اوم آقای الکس نباید تبعیض قائل شید
سوبین : پشمام ریخته بود اونا جون علامت داشتن میشناختنشون ولی مگه مگه نگفتن جلسه دارن چرا چرا به من نگفتن خب معلومه احمق اونا هنوز به تو اعتماد ندارن ولی این آشغال کیه هانی اونجوری چسبیده بهش کوک نیست ولی کیه یعنی دارن به کوک خی..خیانت میکنن
الکس : اوه لیدی هانی شما واقعا خاص شدین
هانی ؛ ممنون
الکس ؛ هعی کیم معرفی نمیکنی
تهیونگ : هانگ چو دوست پسر هانی
الکس ؛ یه لحظه کوک چی پس(متعجب)
تهیونگ ؛ هف اون دیگه به درد نمیخوره باید انداختش دور
الکس ؛ اوهو استراتژی جدیدته
تهیونگ : هوم خب الکس تو معرفی کن
الکس ؛ نامزدمه هانا
والتر؛ ولی
الکس؛ ( چشم غره)
تهیونگ ؛ خب باید برم کار دارم میبینمت
- ۱۰.۹k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط