{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:124

منشی ۱ : اون همیشه سرده از همه نظر باورت میشه چند بار رفتم خونش خونش مثل سرد خونه بود واقعا سرد بود سه بار رفتم خونش بار ا‌ول غش کردم بار دوم استخونم ترک خورد بار سوم مغزم سردی کرد بعدش دیگه نرفتم اصلا اتاقشم که دیدی صداش قیافش لحن حرف زدنش همشون سرده حتی پوستشم سرده مثل یخ میمونه

سوبین :وای پشمام
منشی : خب دیگه باید برم مراقب خودت باش منشی کیم از فردا کارت به صورت رسمی شروع میشه تبریک میگم
سوبین : فک کنم باید تسلیت بگی
منشی ۱ : (خنده)
سوبین : رفتم بیرون حوصله خونه نداشتم یادم افتاد مامان الکس بیمارستان نزدیک شرکته با خودم گفتم بزار برم ببینمش


‌‌ویو بیمارستان

سوبین : خب الکس گفت اتاق ۵۰ بزار ببینم آها
تق تق
مادام : بیا داخل
س‌وبین : سلام مامان
مادام : اینجا چیکار میکنی
سوبین. : اومدم شمارو ببینم دیگه مامان
مادام : بسه دست از تقش بازی کردن بردار داداشات فرستادنت که جاسوسیه مارو کنی عاره دیگه چی از جونمون میخواین ها
سوبین ؛ من من متوجه نمیشم
مادام ؛ خفه شو (داد)
الکس : اینجا چخب- سوببن اینجا چیکار میکنی
سوبین : من من نه من نمیخوام جاسوسی کنم (یغض)
الکس ؛ هیس باشه آروم باش
مادام: نه نه تو دروغ میگی
سوببن : مامان من که کاری نکردم
مادام : آه نه نه الکس برو بیرون
الکس : مامان
سوبین : الکس برو
الکس: هوف لعنت بهش باشه
مادام : بیا اینجا
سوبین : بله
مادام : واقعا دوسش داری(بفض)
سوبین : عاره (بغض)
مادام : پس لطفا مراقب پسرم باش اون اون خیلی تنهاس سوبین خیلی(گریه شدید)
سوبین : من همیشه مراقبشم
یه ساعت بعد


سوبین : من باید برم مامان مراقب خودت باش
مادام : خدافظ
س‌وبین : الکس
الکس : جانم روح من
سوبین : ببخشید
الکس ؛ چرا گل من چی شده
س‌وبین : بدون خبر اومدم
الکس: فدای سرت برو خونه مراقب باش یا نه وایسا بزار برسونتمت
س‌وبین ؛ نه نه کوک و ته می‌فهمن
الکس ؛ اوفففففف باشه

سوبین ؛ بای بای
چند دقیقه بعد خونه
سوبین: آخیش خونه
مادر ته ؛ برگشتی
سوبین : هوم
مادرته : برو لباساتو عوض کن بپر پایین خونه رو تمیز کنیم

سوبین حله
شرکت ویو تهیونگ
تهیونگ : منشی لانگ
منشی لانگ : بله

تهیونگ : همبن الان کوک و لارا با هانی بردار بیار اینجا
منشی لانگ : چشم
چند دقیقه بعد
کوک: چیه باز همونو جمع کردی راسو
تهبونگ : خفه شو ده دقیقه
لارا ؛ چی شدع ته کلی کار داریم
هانی ؛ عاره داشم چخبره کلی کار ریخته سرمون بگو
تهیونگ ؛ وای بخصوص تو و کوک
کوک : خفه شو راسو
تهیونگ ؛ ناموسا راسو رو از کجات در آوردی
لارا : هوپ هوپ اول کارتو بگو
تهیونگ : مهمونی سزار ویلون رو یادته
کوک : آه باز اون کثافت حال بهم زن
لارا و هانی : سزار چی چی
تهیونگ ؛ مهم نی
کوک. : خب
دیدگاه ها (۰)

Part:125هانی : ننه اسمش چقد عجیبه لارا ؛ چقد حق گفتی دخترکوک...

Part:126ویو الکس و سوبینسوببن : الکسیییییالکس : سلام خشگلم س...

Part:۱۲۳ویو شرکت سوبین ؛ واییییی خیلی ذوق زدم هانی ؛ امممم خ...

Part:122صبح روز بعد سوبین : صبح بخیرررربقیه : صبح بخیرلورا :...

Part:118دکتر : نمیشه بری خونهتهیونگ : چرادکتر : باید کنتر کن...

Part:119الکس : باشه باشه نمیامسوبین : بعدا میبینمت الکس : حت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط