{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۰


ددی_فاکر


& پاشو دیگه
ساناکو:: اوک


ساناکو و لی جونگ و بقیه رفتن سمت کشتیا...

نیم ساعت بعد رسیدن...
ساناکو:: اوف...
لی جونگ:: هه...خانم جانگ میبینین چقد زیادع‌...ما با قیمت بالایی خریدیم
ساناکو:: هر چقدر ب ما بفروشیش پولشو بهت میدیم
لی جونگ:: ای کلک...حتما تو قراره ب قیمت خیلی بالایی بفروشی...
ساناکو:: بتوچه؟!
لی جونگ:: بله؟!
ساناکو:: زود بگین بقیه بیان...
لی جونگ:: الان بارو میبرین؟!
ساناکو:: هه😏

یهو کلی آدم ریخت و با تفنگ دور لی جونگ و دار دستش جم شد...
ساناکو رفت نزدیکش و نگاش کرد...

ساناکو:: منو خر فرض کردی؟!
لی جونگ:: چ..چیشده؟!
ساناکو:: همه شیشه های قلابیو بندازین تو آب ... بار واقعی امادس؟!
@ بله خانم...
لی جونگ:: ته وون تو؟؟!!

ساناکو:: نچ نچ نچ...ببین زیر دستات از قبل تسلیم من بودن...همینایی ک برات کار میکردن درواقع از من دستور میگرفتن😏😂
لی جونگ:: خائنای کثیییف...

ساناکو تفنگشو درآورد و با تیر زد تو پیشونی لی جونگ...

ساناکو:: بریم...همه افرادشم بکشین حتی اونایی که با رشوه هم اومدن با ما
چویی:: چشم...چرا وایسادین بکشینشون

ته وون:: ت..تو گفتی مارو می‌بری همراه خودت زیر دستات شیم...الان میگی مارو ب..بکشن؟؟!! غضیه چیه

ساناکو:: کسی ک ب رئیس اولش خیانت کرده...ب بعدی هم میتونه بکنه..خلاصش کنین...

همشونو کشتن و بارو مجانی ب دست گرفتن...
ساناکو:: هه...جناب جئون ببینم با شنیدن خبرا چیکارا میکنی...


محصوله رو سوار کشتی کردن و راه افتادن...
ساناکو:: زودباشین تا کسی نرسید...
دیدگاه ها (۷)

پارت ۱۱ددی_فاکرپرش زمانی...چند روز بعد...ساناکو رسید کره و ک...

پارت ۱۲ددی_فاکرساناکو یه دامن کوتاه ک تابالای روناش بود رو پ...

پارت ۹ددی_فاکرساعت ۲ بعدظهر بود...رسیدن فرودگاه...لی جونگ:: ...

پارت ۸ددی_فاکرصبح زود ساناکو پاشد ک بره...همه وسایلشو براش ب...

پارت ششویو جونگ کوک اخییش بالاخره رفت ولی اندام خوبی داشتا ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط