#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_66

&هیییییی (چشاشو بست)
ببخشید نمی‌دونستم نباید بدون اجازه بیام تو اتاق.

ــ جو وون بیا اینجا

&بله اومدم بابایی

ــ بیا اینجا توی بغلم بشین

&باشه (نشست توی بغل کوک)

&بابایی ببخشید

ــ من که چیزی بهت نگفتم کوچولو.
اشکالی نداره.

& واقعا ؟

ــ آره

(مامان کوک اومد جلوی در اتاق)

ــ بیا تو

م کوک: ا/ت دخترم زود آماده شو تا بریم آرایشگاه.

+چشم الان میام.


ویو عروسی

+دستمو توی دست کوک حلقه کرده بودم وبین مهمونا داشتیم راه میرفتیم.
جو وون داشت نگاهمون میکرد معلوم بود خیلی خوشحال بود.

رسیدیم به جایگاه مون

عاقد: دوشیزه ا/ت آیا مایلید شمارا به عقد آقای جئون در بیاورم.

+(هیچ جواب نداد)

عاقد: دوباره تکرار میکنم
دوشیزه ا/ت آیا مایلید شمارا به عقد آقای جئون در بیاورم ؟

+بب بله

همه دست زدن وهورا کشیدن.
کوک آروم لباشو گذاشت روی لبام این بوسه مثل بوسه های قبلی نبود بوسه ای پر از عشق بود.

همه داشتن نگاهمون میکردن.
از هم جدا شدیم .

ــ ا/ت

+جونم

ــ بهت قول میدم تا آخر عمرم عاشقت بمونم.

+منم همینطور.

ــ دوستت دارم♥️

+من بیشتر♥️



پایان 🎀

امیدوارم از این فیک خوشتون اومده باشه کیوتام🎀
دیدگاه ها (۶)

رمان عشق و انتقام

تکپارتی جونگ کوک

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ³ساعت هفت صبح؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.صدای زنگ تلفن ا...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط