دیداردوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_64

&مامانی توهم میای؟

+آره میام

&آخجون

+حالا بیا بریم آمادت کنم.

&بریم

ویو رسیدن به پارک

+جو وون بعد از کلی بازی کردن اومد پیشمون وگفت

&مامانی من خسته شدم
من خیلی گشنمه.

+کوک

ــ بله

+بریم رستوران غذابخوریم جو وون گشنشه

ــ باشه بریم.

ویو رستوران.

&مامانی

+بله

&اگه تو و بابایی ازدواج کنید همیشه باهم توی یه خونه زندگی میکنیم؟

+آره همیشه باهم توی یه خونه زندگی میکنیم.

&پس عروسیتون کی هست ؟

ــ آخر همین هفته.


ادامه دارد.................
دیدگاه ها (۰)

#دیدار_دوباره #پارت_65یک هفته بعد ویو ا/ت+صبح با برخورد نور ...

#دیدار_دوباره #پارت_66&هیییییی (چشاشو بست)ببخشید نمی‌دونستم ...

#دیدار_دوباره #پارت_63+کوک ــ جونم+عاشقتمــ من بیشتر(گوشی ا/...

#دیدار_دوباره #پارت_62+کوکــ جونم+اینجا رو یادت میاد؟ــ برام...

بابایی{طابع قوانین ویسگون}(صبح)ویو سوجین:با نسیم ملایمی که ا...

Parallel Hearts

چند شاتی#درخواستیPart:¹⁰(end)دوسال سال بعدویو ا.ت+:سول مامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط